تبلیغات
چکیده

سنّت بشارت و تبشیر که معادل آن در فارسی مژده دادن است، در قرآن کریم از سنتهای قطعی و حتمی خداوند متعال محسوب می شود. نویسنده در این مقاله  سعی کرده که پژوهش حاضر ضمن انتظام، بار علمی و تربیتی داشته باشد.

در مبحث اول؛ بحثی از مفهوم شناسی و مفهوم شناختی شده است، در اینجا ثابت شد که سنت به معنای راه و روش و شریعت است و بشارت به معنای خبرهاى نشاط انگیز است.

در مبحث دوم مهمترین عوامل بشارت را مورد بحث و بررسی قرار داده است که در نهایت به چهار عاملی چون ایمان، تقوی، عمل صالح و گوش شنوا اشاره گردیده است.

در مبحث سوم به مباحثی بشارتهای دنیوی پر داخته است، در اینجا یاد آوری شده است که هرانسانی اگر عوامل مزبور را در زندگی اش رعایت کند خداوند او را به رسیدن اموری مثبت دنیوی مژده می دهد.

در مبحث چهارم نویسنده در پی بررسی مباحثی بشارتهای اخروی است، در نهایت از نظر قرآن ثابت کرده است؛ اگر عوامل مزکور به صورت مستمر در زندگی انسان مراعات شود، خداوند او را به پاداشهای بزرگ دائمی اخروی مژده می دهد و تحقق این وعده ها حتمی است.

واژگان کلیدی: سنت، بشارت، عوامل، دنیا، آخرت و پاداش.

مقدمه
خداوند در عالم وجود سنتهایى نهاده است و از جمله ی آن سنتها، بشارتهای است كه به مؤمنین، متقین و اولیاى خود در دنیا و آخرت به طور اجمالى مى ‏دهد كه مایه روشنى چشم آنان است و این سنت بشارت قضاى حتمى الهى است. چنان که قرآن اشاره می فرماید: «لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ لا تَبْدِیلَ لِكَلِماتِ؛ براى آنان در زندگى دنیا و در آخرت بشارت است سخنان پروردگار و وعده‏هاى الهى تغییر و تبدیل ندارد»[1].

«سنت بشارت » از قوانین ثابت و اساسى الهى است كه هرگز دگرگونى در آن روى نمى‏دهد، و به تعبیر روشن تر خداوند در عالم تكوین و تشریع اصول و قوانینى دارد كه همانند قوانین اساسى مرسوم در میان مردم جهان دستخوش دگرگونى و تغییر نمى‏ شود، این قوانین هم بر اقوام گذشته حاكم بوده است و هم بر اقوام امروز و آینده حكومت خواهد كرد. چنانچه به این مطلب قرآن اشاره دارد: «وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلاً»[2].
«سنت بشارت» به معنای اعم آن شامل بشارتهای مثبت و منفی خداوند می شود. امّا قلمرو این تحقیق بشارتهای مثبت خداوند است که از نظر آیات قرآن مورد بررسی قرار می گیرد.

مبحث اول: مفهوم شناسی


اگر بخواهیم نسبت به این موضوع پژوهش و کاوش داشته باشیم، در آغاز، تحصیل شناخت و معرفت کلی از واژه ها لازم است زیرا که امتیاز هرتحقیق و پژوهش بستگی به تعریف صحیح و جامع از آن موضوع دارد، از اینرو تحقیق حاضر به این امر بهاء داده است.

 1- سُنّت
«سنت» در اصل به معنای راه و روش است[3]. علامه طباطبایی می فرماید: كلمه «سنة» به معناى طریقه معمول و رایج است، كه به طبع خود به طورغالب یا دائم جارى باشد[4]. مرحوم طبرسی می فرماید: سنت و طریقه و سیره، نظیر هم هستند[5]. در متون اسلامی به خصوص در قرآن واژه «سنت» زیاد به کار رفته که اغلب به معنای رویه، روش، طریقه و شریعت استعمال  شده است. چنانچه در قرآن می فرماید: «سُنَّةَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلاً؛ این سنت خداوند در اقوام پیشین است و براى سنت الهى هیچگونه تغییرى نخواهى یافت[6].

 2- بشارت
 برخى گفته اند: بشارت، از ریشه «بُشر» به معناى سرور است كه معادل آن در فارسى مژده، خبر خوش و خبر سرور انگیزى است كه براى اولین بار داده مى ‏شود. برخى دیگر اشتقاق این واژه را از «بَشرة» به معناى ظاهر پوست گرفتهاند  پس «بشارت» به معناى خبرهاى نشاط انگیز یا غم ‏انگیزى است كه اثر آن در «بَشَرَه» و صورت انسان آشكار مى‏ گردد ولی كاربرد آن را در خبرهاى خوش پذیرفته‏اند[7]. به كار بردن كلمه بشارت در مورد عذاب در آیات قرآن در واقع یك نوع تهدید و استهزاء به افكارگنهكاران محسوب مى‏ شود.

 3- استبشار
«استبشار» به معنای طلب مژده است كه مراد همان شادمان و خوشحال شدن به شنیدن خبر و راه گشایى در امور و كارها براى خود یا دوستان می باشد[8].

 4- بشیر
 «بشیر» به معناى فردی مژده دهنده به اموریست كه موجب سرور و شادمانى شود[9] سنّت بشارت از بزرگترین عمل انبیاء الهى به حساب می آید. در آیات قرآن، «بشیر» و «نذیر»  یا «بشارت» و «انذار»  در كنار هم قرار گرفته اند، اغلب سنّت «بشارت» بر سنّت «انذار» مقدم است. «بَشِیراً وَ نَذِیراً» و این ممكن است به خاطر این باشد كه در مجموع، رحمت خدا بر عذاب و غضب او پیشى گرفته است و یا تبشیر «تشویق» که بخش مهمى از انگیزه‏ هاى تربیتى را تشكیل مى‏ دهد بر تنذیر«تهدید» مقدم است.

مبحث دوم: عوامل بشارت

باتوجه به اینکه در آیات قرآن کریم بحث سنّت بشارت و تبشیر فراوان مطرح شده می توان اشاره کرد که خداوند متعال از فرشتگان، بادها و انبیاء به عنوان مبشران خویش یاد کرده است، به خصوص سنت تبشیر، گوهر رسالت پیامبر اسلام به شمار رفته و به عنوان منصب پیامبر از آن یاد شده است كه مخاطب آن در قرآن افرادى ویژه اند؛ مانند: شكیبایان، فروتنان، نیكوكاران، دورى‏ كنندگان از طاغوت، بازگشتگان به سوى خدا و آنان كه از بهترین سخنها پیروى مى‏ كنند، نیز به صفات متعددى از مؤمنان اشاره كرده و به آنان مژده داده است. از آیات قرآن که مباحثی فوق را مطرح کرده به روشنی استفاده می شود: خداوند متعال اموری را از عوامل بشارت شمرده است که در ذیل به مهمترین موارد آن اشاره می گردد:

 1- ایمان
 اصل ایمان همان عقیده قلبى به معارف و عقائد دینى است و اقرار به زبان كاشف از آن و اعمال جوارح آثار و نگهبان آن است[10]. بنابراین مؤمنین آنهایى هستند كه به خدا و رسولش ایمان حقیقى و به وحدانیت خدا و رسالت رسولش باور و اعتقاد قلبى دارند. یکی از عوامل سنت تبشیر در دنیا و آخرت داشتن ایمان راسخ است. چنانچه قرآن می فرماید: «ذلِكَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا؛ این همان چیزى است كه خداوند بندگانش را كه ایمان آورده‏اند به آن نوید مى ‏دهد»[11]. قرآن کریم مردم را به ایمان به خدا، روز جزا، ملائكه، انبیا، كتب آسمانى، دعوت مى‏ كند، و به اهل ایمان، خیر دنیا و بهشت را در آخرت بشارت مى‏ دهد. چنانچه مى ‏فرماید: «الَّذِینَ آمَنُوا... لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ»[12].

 2- تقوی
 «تقوی» در اصل به معناى نگهدارى یا خویشتن دارى است و به تعبیر دیگر یك نیروى كنترل درونى است كه انسان را در برابر طغیان شهوات حفظ مى ‏كند، و در واقع نقش ترمز نیرومندى را دارد كه ماشین وجود انسان را در پرتگاه ها حفظ و از تندرویهاى خطرناك، باز مى‏ دارد. و معیار فضیلت و افتخار انسان و مقیاس سنجش شخصیت او در اسلام محسوب مى‏ شود[13]. بنابراین یكی دیگر از عوامل که انسان را در معرض سنت بشارت‏ پروردگار در دنیا و آخرت قرار می دهد تقوی است به دین معنا که  هر كسى از هل تقوا بشود بشارت‏ها در حق او قطعى و حتمى است. کما اینکه قرآن به این مطلب تأکید دارد: «وَ كانُوا یَتَّقُونَ  لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ؛ همان كسانى كه  پرهیزگارى مى‏ كردند در زندگى دنیا و آخرت مژده بر آنهاست»[14].

 3- عمل صالح
علامه طباطبایی می فرماید: كلمه «صلاح» به معناى لیاقت است، كه چه بسا در كلام خدا به عمل انسان منسوب می شود. چنانچه آیه شریفه ی به این مطلب اشاره داشته، می فرماید: «فَمَنْ كانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً؛ هر كس امید لقاى پروردگارش را دارد باید عمل صالح انجام دهد»[15] بنابراین «عمل صالح» به معناى آمادگى و لیاقت آن براى تلبس به لباس كرامت است[16]. لازم به یاد آوری است که این عمل صالح به عنوان یک عامل مهمّ برای تحقق مژده های خداوند در آخرت شناخته شده است. چنانچه قرآن می فرماید: «وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِیراً؛ این قرآن به مؤمنانى كه عمل صالح انجام مى‏ دهند مژده م ى‏دهد كه براى آنان پاداش بزرگى است»[17]. تعبیرات «وَ یُبَشِّرُ» و «یَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ» دلیلى بر پیوستگى و استمرار انجام دادن عمل صالح از طرف انسان مؤمن متقی و دادن بشارت از ناحیه خداوند متعال است. بنابراین آنان که پیوسته و ادامه‏ دار به انجام دادن كارهاى نیك بپردازند خداوند آنها را به پاداش بزرگ دنیا و آخرت مژده می دهد.
 4- گوش شنوا
«استماع» از ماده «سمع» است که به معنای حسّ شنوائى در گوش است كه صداها را درك مى ‏كند. واژه سمع گاهی به خود گوش، گاهی به فعل شنیدن، گاهی به فهم و ادراك  و گاهى  به طاعت و فرمانبرى از حقّ به کار گرفته می شود[18]. یکی ازعوامل بشارت در دنیا استماع و شنیدن سخنان این و آن است و از میان سخنان خوب، خوبتر و نیكو، نیكوتر را برمى‏ گزینند، خلاصه آنها خواهان بهترین و برترینند. چنانچه قرآن می فرماید: «فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ؛ آن دسته از بندگان خاصّ من كه سخنان را مى‏ شنوند، و از نیكوترین آنها پیروى مى‏ كنند بشارت بده»[19]. خلاصه هر كه از اهل ایمان در مقام تحصیل معارف اسلامى برآید و امرى از او امر الهى را انقیاد نمایند و اكمل آنرا برگزیند و پیوسته در مقام آن باشد كه از حق و حقیقت بر حسب عقیده و عمل پیروى نموده باشد مورد بشارت به سعادت همیشگى خواهد بود.

مب
حث سوم: بشارتهای دنیوی

گرچه همه بشارتهاى دنیوى خداوند، در مسیر هدف هاى اخروى قرار مى گیرند لیكن با توجه به وقوع مورد بشارت در دنیا یا آخرت به این دو بخش تقسیم مى‏ شود. مفسران در توضیح مقصود از مژده‏هاى الهى در دنیا به جستجوى مصادیق خاص و مشخصى در قرآن پرداخته‏ اند؛ مجموع آراى مفسران دراین مورد به چهار نظریه قابل رهیابى است.

 1- بشارت به آب پاک
 بادها در طبیعت نقش مژده دهندگان رحمت پروردگار «باران» را بر عهده دارند كه پیشاپیش از آمدنش خبر مى‏ دهند: «وَ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً؛ و او كسى است كه بادها را بشارتگرانى پیش از رحمتش فرستاد، و از آسمان آبى پاك كننده نازل كردیم»[20]. وجود این مبشران رحمت كه به طور دائم در سرتاسر زمین در حركتند سبب آبیارى خشكی هاى روى زمین و نزول باران حیاتبخش و تشكیل رودها و چشمه‏ ها و چاه هاى پر آب و پرورش انواع گیاهان مى‏ گردد، بنابراین نقش بادها به عنوان پیش‏ قراولان نزول رحمت الهى بر كسى پوشیده نیست چرا كه اگر آنها نبودند هرگز قطره بارانى بر سرزمین خشكى نمى‏ بارید.

2- بشارت به پیروزى
 در آیاتى به مؤمنان مژده پیروزى  داده شده است، وقتى دلهاى مجاهدان جنگ بدر از اضطراب لبریز شده بود و در پى فریاد خواهى به سوى پروردگار و پس از اجابت‏ دعایشان، خداوند، براى حركتزایى و ایجاد آرامش در قلبهاى آنان فرشتگانى را براى بشارت پیروزى و اطمینان دادن و روحیه بخشیدن به مؤمنان فرستاد، در حالی که آنها جنگ و برخوردى با دشمن نداشتند. «وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرى‏ لَكُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّه؛ آمدن فرشتگان به یارى شما تنها براى تشویق و  بشارت و اطمینان خاطر شماست و گر نه پیروزى تنها از جانب خداوند است»[21].   این وعده مدد رساندن و یارى كردن به وسیله فرشتگان در آن فضاى ناامنى، مژده‏ى امید آفرین و آرامش‏ بخش به شمار مى ‏رفت و گرنه آنها هیچ اختیارى از خود نداشتند، بلكه آنها اسباب ظاهریه ‏ى هستند كه بشارت و آرامش قلبى را براى مؤمنین مى ‏آفرینند نه اینكه راستى فتح و پیروزى مستند به یارى آنها باشد و پیروزى نهائى مختص به ساحت پروردگار و بسته به مشیت الهى است كه به هر كس که شایسته آن باشد داده خواهد شد.
 
3 - بشارت به رؤیاهاى راستین
مراد از بشارتهاى رؤیاهاى راستین، خوابهاى خوب و راستى است كه مى‏بینند، رؤیاهاى راستین، از مژده‏ هاى زندگى دنیایى است مانند بشارت كلمه خدا به مریم (ع) که از موارد رؤیاهاى راستین است. چنانچه قرآن می فرماید: «إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهاً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِین؛ به یاد آور هنگامى را كه فرشتگان گفتند: اى مریم! خداوند تو را به كلمه‏ى از سوى خودش بشارت مى ‏دهد كه نامش مسیح عیسى (ع) پسر مریم است در حالى كه هم در این جهان و هم در جهان دیگر، آبرومند و با شخصیت و از مقربان درگاه خدا خواهد بود»[22]. پیامبران گذشته (ع) به آمدن پیامبر گرامى اسلام (ص) بشارت داده‏ اند. یكى از لوازم این بشارت‏ها، حق بودن كتاب آسمانى پیامبر(ص) است؛ زیرا وقتى نبوّت پیامبرى از راه پیامبران گذشته به اثبات برسد، به طور قطع كتاب مورد ادعاى او نیز حق و پذیرفته شده است. خداوند متعال بشارت دادن حضرت عیسى (ع) به آمدن پیامبر اسلام (ص) را چنین با صراحت در قرآن بیان نموده است: «وَ إِذْ قالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یا بَنِی إِسْرائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَد؛  و به یاد آورید هنگامى را كه عیسى پسر مریم گفت: اى بنى اسرائیل من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى كه تصدیق كننده كتابى كه قبل از من فرستاده شده یعنى تورات مى‏ باشم، و بشارت دهنده به رسولى هستم كه بعد از من مى‏ آید و نام او احمد است»[23]. حضرت عبدالمطلب خواب دید درختى بر پشتش روئیده كه سربه آسمان دارد، و شاخه هایش شرق و غرب را گرفته، و نورى از آن جلوه گر است كه از نور خورشید عظیم‏ تر مى‏ باشد. این خواب را براى كاهنى نقل كرد، او خواب را تفسیر كرد: از صلب تو فرزندى به وجود مى‏ آید كه مالك شرق و غرب مى‏ شود و در میان‏ مردم از جانب خداوند به عنوان پیامبر ظاهر مى‏گردد[24]. حضرت ابراهیم بعد از اداى رسالت خویش در بابل از آنجا هجرت كرد، و نخستین تقاضایش از پروردگار این بود كه فرزند صالحى به او عطا فرماید: «رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ؛ پروردگارا به من از فرزندان صالح ببخش»[25] زیرا تا آن روز صاحب فرزندى نشده بود. خداوند دعایش را مستجاب کرد، در سالهاى كهولتش مژده‏ى شادى‏ آفرین به او داد. «فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِیمٍ؛ ما او را به نوجوانى حلیم و بردبار و پر استقامت بشارت دادیم»[26]. در واقع در جمله فوق سه بشارت جمع شده است: بشارت تولد فرزندى پسر، و بشارت رسیدن او به سنین نوجوانى، و بشارت به صفت والاى حلم و بردباری.

 4- بشارت به حکومت حضرت مهدی(عج)
 یکی از نویدها و بشراهای دنیایی، رؤیایى راستین مؤمنین هستند که به زودی تحقق می یابد و آن حکومت عدل حضرت مهدی(عج) است. چنانچه قرآن می فرماید: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِم؛ خداوند به كسانى كه از شما ایمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند وعده مى ‏دهد كه آنها را قطعا خلیفه روى زمین خواهد كرد، همانگونه كه پیشینیان را خلافت روى زمین بخشید»[27]. از آیه فوق بر مى‏ آید كه خداوند به گروهى از مسلمانان كه داراى این دو صفت؛ «ایمان» و «عمل صالح» هستند دو نوید داده است: نخست: استخلاف و حكومت روى زمین. دوم: نشر آئین حق به طور اساسى و ریشه‏دار در همه جا. بدون شک آیه اشاره به حكومت مهدى (ع) دارد كه شرق و غرب جهان در زیر لواى حكومتش قرار مى‏ گیرد، و آئین حق در همه جا نفوذ مى ‏كند و طبق عقیده عموم مسلمانان اعم از شیعه و سنّی سراسر روى زمین را پر از عدل و داد مى‏ كند.
فیض کاشانی در سرودهاش می گوید:
دوش از جناب مهدى پیك بشارت‏ آمد
كز حضرت الهى عشرت اشارت آمد[28].
سلیم از سلمان فارسى نقل مى‏ كند كه گفت: پیامبر (ص) چنین فرمود: «أَ لَا أُبَشِّرُكُمْ‏ أَیُّهَا النَّاسُ بِالْمَهْدِیِّ قَالُوا: بَلَى. قَالَ: فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى یَبْعَثُ فِی أُمَّتِی سُلْطَاناً عَادِلًا وَ إِمَاماً قَاسِطاً یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً، وَ هُوَ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ وَلَدِیَ الْحُسَیْنِ، اسْمُهُ اسْمِی وَ كُنْیَتُهُ كُنْیَتِی؛ اى مردم آیا شما را به مهدى بشارت‏ ندهم؟ گفتند: آرى. فرمود: بدانید كه خداوند تعالى در امّتم سلطانى عادل و امامى دادگر مبعوث مى‏ كند كه زمین را از عدل و داد پر مى‏ كند همانطور كه از ظلم و جور پر شده باشد. او نُهُمین فرزند از فرزندان پسرم حسین است. نام او نام من و كنیه او كنیه من است»[29].  

مبحث چهارم: بشارتهاى اخروى

مؤمنانى كه در دنیا با ایمان و عمل صالح زندگى كردند، در آخرت شاهد تحقق وعده‏هاى الهى خواهند بود. چنانچه قرآن می فرماید: «ذلِكَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ؛ این همان چیزى است كه خداوند بندگانش را كه ایمان آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند به آن نوید مى‏دهد»[30]. در آیه فوق ایمان و عمل صالح به عنوان دو عامل مهمّ برای تحقق مژده های خداوند در آخرت شناخته شده است. چنانچه قرآن در آیه دیگر به این مطلب اشاره می کند: «وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ؛  و این قرآن به مؤمنانى كه عمل صالح انجام مى ‏دهند مژده م ى‏دهد»[31]. آنچه در اینجا لازم به یاد آوری است مژده ها و بشارتهای اخروی است که در ذیل به آنها اشاره می شود:

 1 - بشارت به رحمت خدا
 رحمت خدا به معنای اعطاء، افاضه، و رفع حاجت حاجت مند است که شامل حال عموم موجودات و انسانها از مؤمنین و كافر مى‏ شود[32]. مراد از رحمت در اینجا رحمت خاصه ی خداوند است که به معنای افاضه و اعطاء خصوص آن چیزهایى است كه موجود در صراط هدایتش به سوى توحید و سعادت، بدان محتاج گشته است. این رحمت  ویژه بندگان مطیع و صالح و فرمانبردار است، زیرا آنها به حكم ایمان و عمل صالح، شایستگى این را یافته‏ اند كه از رحمت و بخشش و احسان خاصى كه آلودگان و تبهكاران از آن سهمى ندارند، بهره ‏مند گردند. چنانچه خداوند در قرآن مؤمنین را  به این رحمت مژده داده می فرماید: «یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ؛ آنها را به رحمت گسترده خود بشارت مى ‏دهد و از آن بهره‏ مند مى‏ سازد»[33].

 2 - بشارت به رضوان خدا
 واژه «رضا» به معناى موافقت میل است؛ منظور این است كه برنامه ی بنده در زندگى خود به دست آوردن رضایت و موافقت خداوند متعال بوده به گونهی كه خداوند از اعمال و اخلاق و گفتار و روش او به طور كامل راضى باشد[34]. مقام «رضوان» كه از بزرگترین مواهب و مقاماتى است كه خداوند به مؤمنان مى بخشد، چیزى غیر از باغهاى بهشت و نعمت‏هاى جاویدان و غیر از رحمت گسترده پروردگارش است. رضایت و خشنودى خدا كه نصیب این مؤمنان راستین مى ‏شود از همه برتر و بزرگتر است. چنانچه قرآن می فرماید: «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَر؛ رضایت و خشنودى خدا كه نصیب این مؤمنان راستین مى ‏شود از همه برتر و بزرگتر است»[35]. اگر خداوند رضوان را «نكره» آورده است شاید اشاره به این معنا است كه معرفت انسان نمى ‏تواند حدود آن را درك كند، زیرا رضوان خدا محدود و معیّن نیست تا بشر بدان دست یابد[36]. این تعریف نشان مى‏ دهد كه تا چه حد آن پاداش معنوى پر ارزش و گرانبهاست که حتی گوشه‏ ى از این لذت روحانى از تمام بهشت، و نعمتها و مواهب گوناگون و رنگارنگ و بى‏پایانش، برتر و بالاتر می باشد.

 3- بشارت به فضل خدا
«فضل» مانند كلمه فضول به معناى فزونى، زیادى و موهبتی است كه بیش از اندازه لازم و زاید بر استحقاق در برابر عمل باشد. همه كارهاى خداوند، فضل و تفضل و افضال است زیرا كمتر از مقدار استحقاق و مقدار كار انسان نیست، بلكه به مراتب افزونتر است، با این تفاوت كه فضل به زیادى در مكارم و كارهاى ستوده است، و فضول، به معناى زیادى در ناستوده است‏[37]. اگر «عطیه» را فضل مى ‏نامند بدین جهت است كه عطاء كننده چیزى را عطاء مى كند که مورد احتیاج خودش نیست. بنابراین، اگر فیض‏هایى را كه خداى تعالى بر بندگانش افاضه می فرماید فضل خوانده براى این است كه اشاره كند به این كه خداى تعالى بى نیاز است[38]. چنانچه خداوند به پیامبرش دستور می دهد که مؤمنین را به فضل خدا نوید بدهد: «وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلاً كَبِیراً؛ به مؤمنان بشارت ده كه براى آنها از سوى خدا فضل و پاداش بزرگى است»[39]. مساله سنت «تبشیر» پیامبر (ص) تنها محدود به پاداش اعمال نیك مؤمنان نمى ‏شود، بلكه خداوند آن قدر از فضل خود به آنها مى‏ بخشد که در وهم و تصور بشر نمی گنجد و به همین خاطر است که از آن به فضل کبیر یاد کرده است.

 4- بشارت به مغفرت الهی
 كلمه «مغفرت» از ریشه غفران در اصل به معناى پوشیدن چیزى مى ‏آید كه  آلودگی های انسان را پوشانده و از بى ‏مبالاتى دور نماید[40]. خداوند به پیغمبرش می فرماید: هر کسی از قرآن پیروی کرد و خشیت از پروردگارش داشت به او مغفرت را بشارت بده. چنانچه قرآن به این مطلب اشاره می فرماید: «إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِیَ الرَّحْمنَ بِالْغَیْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ؛ تو تنها كسى را انذار مى‏ كنى كه از ذكر «قرآن» پیروى كند، و از خداوند رحمن در پنهان بترسد و كسى كه چنین است او را بشارت به مغفرت بده»[41]. پیروى از ذكر، و خشیت از پروردگار نتیجه‏ اش مژده ی مغفرت و آمرزشی است بس بزرگ، پس خوشا به حال آنكه خدا گناهانش را بیامرزد، و این آمرزش پاداشى ارزشمند در دنیا با زندگى پرفضیلت و سرشار از نیكبختى و رستگارى، و خرسندى و بهشت خدا را در آخرت براى او فراهم مى‏ سازد.

 5- بشارت به بهشت برین
 برخی از انسانها از نظر مقام به جایى مى‏ رسد كه در پرتو ایمان و استقامت فرشتگان بر او نازل مى‏ گردند و پیام الهى را كه سراسر لطف و مرحمت است به او اعلام مى ‏دارند. «وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی كُنْتُمْ تُوعَدُونَ؛ بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به آن وعده داده مى ‏شدید»[42]. برخی گفته اند: فرشتگان در سه مکان؛ «به هنگام مرگ»، «به هنگام ورود در قبر» و «به هنگام زنده شدن در رستاخیز» به سراغ آنها مى‏ آیند بهشت را بشارت می دهند[43]. از آنجا كه آیه شریفه قید و شرطى ندارد می توان گفت این بشارتها مستمر و دائمی است كه فرشتگان با الهام هاى معنوى این حقایق را در گوشجان مؤمنان پیوسته زمزمه مى‏ کنند.

نتیجه و جمع بندی
از دقت در مفاد و محتوای مجموع مباحثی‌ که در این تحقیق ذکر شده است می توان مطالب ذیل را به دست آورد: 1- سنت بشارت و تبشیر مثبت ثابت و تغییر ناپذیر خداوند متعال شامل کسانی می شود که در زندگی خویش ایمان، تقوی، عمل صالح و گوش شنوا به صورت مستمر و دائم شته باشند. 2- انسانها در مسیر اهداف زندگی شان به دنبال گمشده ی هستند و آن گمشده رسیدن به جوار قرب پروردگار خویشند که هر وقت آن را پیدا کردند مژدگانی خوبی از خداوند در دنیا و آخرت در یافت خواهند کرد. 3- انسان موجودی مسؤل و مختار است و هر عمل خوبی که از روی اختیار انجام می دهد، او را مشمول سنت بشارت می کند و از نتایج آن بر خور دار می سازد.
 4- بشارت در دنیا، رؤیاهای پسندیده است كه مؤمنین براى خودشان در خواب مى‏ بینند یا دیگران براى آنها خواب مى ‏بینند. منظور از بشارت در آخرت بهشت، نعمتها، رحمتها، رضوان و غفران الهی است.         
 
  [1]- سوره یونس، آیه 64. [2] - سوره احزاب، آیه 62. [3] - فیومى، أحمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الكبیر، ج 2، ناشر: موسسه دار الهجرة، مكان چاپ: قم‏، سال چاپ: 1414 ق‏، نوبت چاپ: دوم‏، ص: 292. [4] - طباطبایى سید محمد حسین‏، المیزان فى تفسیر القرآن‏، ج16، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏، مكان چاپ: قم‏، سال چاپ: 1417 ق‏، نوبت چاپ: پنجم، ص: 340. [5] - طبرسى فضل بن حسن،مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏، ج 8، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مكان چاپ: تهران‏، سال چاپ: 1372 ش‏، نوبت چاپ: سوم، ص: 581. [6] - سوره احزاب، آیات 61و 62. [7] - طبرسى فضل بن حسن،مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏، ج 1، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مكان چاپ: تهران‏، سال چاپ: 1372 ش‏، نوبت چاپ: سوم، ص: 160. [8] - راغب أصفهانى حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن‏، ناشر: دار القلم- الدار الشامیة، مكان چاپ: بیروت- دمشق‏، سال چاپ: 1412 ق‏، نوبت چاپ: اول‏، ص: 125. [9] - طیب سید عبد الحسین‏، اطیب البیان فی تفسیر القرآن‏، ج 2، ناشر: انتشارات اسلام‏، مكان چاپ: تهران‏، سال چاپ: 1378 ش‏، نوبت چاپ: دوم‏، ص: 170. [10] - طیب سید عبد الحسین‏، اطیب البیان فی تفسیر القرآن‏، ج 1، ناشر: انتشارات اسلام‏، مكان چاپ: تهران‏، سال چاپ: 1378 ش‏، نوبت چاپ: دوم‏، ص: 134. [11] - سوره شورى، آیه 23. [12] - سوره یونس، آیات 63و 64. [13] - بابایى احمد على‏، برگزیده تفسیر نمونه‏، ج 1، ناشر: دار الكتب الاسلامیه‏، مكان چاپ: تهران‏، سال چاپ: 1382 ش‏، نوبت چاپ: سیزدهم‏، ص: 41. [14] - سوره یونس، آیات 63و 64. [15] - شوره کهف، آیه110. [16] - المیزان فی تفسیر القرآن، پیشین، ج‏1، ص: 304 [17] - سوره إسراء، آیه 9. [18] - مفردات ألفاظ القرآن، پیشین ص: 425. [19] - سوره زمر، آیه 18. [20] - سوره فرقان، آیه 48. [21] - سوره آل عمران، آیه 126. [22] - سوره آل‏عمران، آیه 45. [23] - سوره صفّ، آیه 6. [24] - مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، آسمان و جهان( ترجمه كتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 54)، ج 5، ناشر: اسلامیه‏، مكان چاپ: تهران‏، سال چاپ: 1351 ش‏، نوبت چاپ: اول، ص: 161. [25] - سوره صافات، آیه 100. [26] -همان، آیه 101. [27] - سوره نور، آیه 55. [28] - فیض كاشانى، محمد بن شاه مرتضى‏، شوق مهدى‏، ناشر: انصاریان‏، مكان چاپ: قم‏، سال چاپ: 2000 م.، نوبت چاپ: ششم‏، ص: 128. [29] - هلالى، سلیم بن قیس‏، كتاب سلیم بن قیس الهلالی‏، ج 2، ناشر: الهادى‏، مكان چاپ: ایران؛ قم‏، سال چاپ: 1405 ق‏، نوبت چاپ: اول‏، ص: 958. [30] - سوره شورى، آیه 23. [31] سوره إسراء، آیه 9. [32] - المیزان فی تفسیر القرآن، پیشین، ج‏1، ص: 18 [33] - سوره توبه، آیه21. [34] - مصطفوى حسن‏، تفسیر روشن‏، ج 7، ناشر: مركز نشر كتاب‏، مكان چاپ: تهران‏، سال چاپ: 1380 ش‏، نوبت چاپ: اول‏، ص: 14. [35] - سوره توبه، آیه 72. [36] - طباطبایى سید محمد حسین‏،المیزان فى تفسیر القرآن‏، ج9، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏، مكان چاپ: قم‏، سال چاپ: 1417 ق‏، نوبت چاپ: پنجم‏، ص: 339. [37] - همان، ج2، ص: 246. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، پیشین، ج‏3، ص: 110. [38] - المیزان فی تفسیر القرآن، پیشین، ج‏10، ص: 82. [39] - سوره احزاب، آیه 47. [40] - ابن منظور، محمد بن مكرم‏، لسان العرب‏، ج 5، ناشر: دار الفكر للطباعة و النشر و التوزیع- دار صادر، مكان چاپ: بیروت‏، سال چاپ: 1414 ق‏، نوبت چاپ: سوم‏، ص: 25. [41] - سوره یاسین آیه11. [42] - سوره فصلت، آیه 30. [43] - مكارم شیرازى ناصر تفسیر نمونه‏، ج20، ناشر: دار الكتب الإسلامیة، مكان چاپ: تهران‏، سال چاپ: 1374 ش‏، نوبت چاپ: اول‏، ص: 273.