تبلیغات

میزان رفتار و اعمال انسان از این دنیا تا قیامت ضابطه است نه رابطه. همان گونه که بسیاری از بزرگان در تاریخ حکومتشان به طور شگفت آورى پاى بند به ضابطه بودند و از اجراى آن در زمان قدرت و حكومتش تحت هیچ شرطى امتناع نداشتند، در همه امور ضابطه‏ را زمینه اجراى عدالت و فراهم نمودن آرامش مردم می دانیستند و از طرف دیگر رابطه را سبب دورى از حق و نا امنی در میدان هاى گوناگون علمى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگی و سیاسى تلقی می کردند.

چنانچه امام خمینى (ره) در این باره مى ‏فرماید: قانون (ضابطه) براى آرامش خاطر و مصالح همه ملت است[1].

لازم به یاد آوری است افرادی که به امور اداری یک کشور به عنوان مدیر و مسؤل اجرایی کشور انتخاب می شود چهار دسته اند و بدون تردید برخی از این گروه ها شایستگی استخدام را ندارند و برخی دیگر برحق که صلاحیت استخدام و مسؤلیت پذیری در امور اداری و سیاسی کشور را دارد و توضیح این مطلب به شرح ذیل می باشد:


1- ضعیف امین

فرد ضعیف امین را به عنوان مسؤل اجرایی اداری خرد و کلان کشو به خصوص به پست كلیدى نباید بر گزید، به دلیل آن که ضعیف امین به درد كار نمى‏ خورد و كارها به خاطر ضعف و ناتوانی اش روى زمین مى ‏مانند، گرچه این ضعیف امین برادر، پسر عمو، خواهر زاده، یا پدر عروس یك دولت مرد باشد، پس ضعیف امین را باید رها كرد ولو آن که از صفت برجسته امین و امانت داری بر خور دار باشد.


2- ضعیف خائن

فرد ضعیف خائن به دو دلیل به درد مدیریت و مسؤلیت پذیری نمی خورد. نخست آن که ضعیف، ناتوان و عاجز از اجرای کار است. دوم: مضافا اینکه ضعیف است امانت دار نیست و در مقابل نفس اماره، همواره تسلیم است و هر لحظه احتمال می رود که او در زمینه های زیر بنایی اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشورش خیانت کند.


3- قوی خائن

فرد قوى خائن را هم قبول نباید برگزید، به دلیل آن که او هم قوی وقدرت مند است و هم خائن به مملکت و جامعه، اعتماد و اطمئنان به او به معنای آنست که كشور را مانند لقمه به دهان نهنگ دادن است و در تاریخ از این قبیل افراد زیاد بودند که از اعتماد مردم به نفع خویش، اقوام و بستگان و دوستانش سوء استفاده كردند، بنابراین از تاریخ حکوکت های دینی، مذهبی و سیاسی  گذشته و حال، این درس را می آموزیم که این گونه افراد را در كارهای اداری اجرایی نباید راه داد و نباید به آنها اعتماد كرد.


4- قوی امین

کسی که در امور دولتی و مردمی  استخدام می گردد باید قوی امین و ضابطه مند باشد، چون در جامعه ی که ضابطه جاى رابطه نشست و هر كارى بر اساس قانون، سامان گرفت، شهروندان در میدان هاى گوناگون علمى، اقتصادى، اجتماعى و سیاسى، احساس امنیت مى‏ كنند و اطمینان خاطر دارند كه ضابطه مانع گزندهاى احتمالى خواهد شد و قانونگذاران و مجریان قانون، روز به روز، با وضع قانون مناسب و اجراى آن، بر استحكام جامعه مى ‏افزایند و آن را به سوى آینده ی بهتر سوق مى‏ دهند و مردم را به آینده ‏ى بهتر امیدوار مى ‏سازند.


 هنگامى كه حضرت موسى نزد حضرت شُعیب آمد و سر گذشت خویش را براى شعیب بیان کرد و شعیب به وى فرمود: از دست ظالمان نجات یافتى، یكى از دختران شعیب به پدر خود گفت: پدر جان این جوان را براى خودت استخدام كن زیرا بهترین فردى كه تو بخواهى استخدام نمائى باید آن كسى باشد كه هم قوى و نیرومند باشد، و هم امین و ضابطه مند. و این جوان هم نیرومند است، و هم امین و ظابطه مند[2]. چنانچه قرآن می فرماید: «قالَتْ إِحْداهُما یا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِین؛ یكى از آن دو دختر شعیب گفت: پدرم او را استخدام كن، چرا كه بهترین كسى را كه استخدام مى‏ توانى كنى آن كسی است كه قوى و امین باشد»[3]. شعیب از دخترش پرسید از كجا می دانى كه او  قوى و امین است؟ پاسخ داد: قوتش را از آنجا فهمیدم كه سنگ عظیمى را از روى چاه برداشت و امانتش را از آنجا دانستم كه به من گفت: از پشت سرم راه برو، زیرا خوش ندارم كه باد لباسهاى ترا حركت دهد و بدنت را به من بنمایاند[4].


به هر حال «ضعیف امین»، «ضعیف خائن» و «قوی خائن» به هیج وجه صلاح نیست که در امور اداری و سیاسی کشوری استختدام گردد زیرا آنها قابل اعتماد نیستند، تنها گروهی که مورد اعتماد است و کارها را خوب بر اساس ضوابط دین اسلام و قرآن انجام می دهد و در هیچ شرائطی ضوابط را فدای روابط نمی کند «قوی امین» است. «إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ». 



[1] -  سید روح الله المسوی الخمینی صحیفه نور، ج 14، ص: 269.

[2] - نجفى خمینى محمد جواد،  تفسیر آسان‏، ناشر: انتشارات اسلامیه‏،ج 15، مكان چاپ: تهران‏، سال چاپ: 1398 ق‏

نوبت چاپ: اول‏، ص: 156.

[3] - سوره  قصص، آیه 26.

[4] - طبرسى فضل بن حسن‏، مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏، ج 7، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مكان چاپ: تهران‏، سال چاپ: 1372 ش‏، نوبت چاپ: سوم‏، ص: 390. بغدادى علاء الدین على بن محمد، لباب التاویل فى معانى التنزیل‏، ج3، ناشر: دار الكتب العلمیة، مكان چاپ: بیروت‏، سال چاپ: 1415 ق‏، نوبت چاپ: اول‏،  ص: 362.