تبلیغات

د: اهمیّت قلم

آرى! انسان یكى از عجیب‏ترین مخلوقات است یا از تمامى مخلوقات عجیب‏تر است، البته این عجیب‏تر بودن وقتى روشن مى‏ شود كه خلقت تکاملی او را با خلقت سایر مخلوقات مقایسه كنیم و در این صورت می بینیم که خلقت تكاملى او به دو نعمت منتهى مى ‏گردد:

1-  تعلیم بیان

كلمه «بیان» به معناى پرده ‏بردارى از هر چیز است، و مراد از آن در اینجا كلامى است كه از آنچه در ضمیر هست پرده بر مى ‏دارد[1] و این خود از عظیم‏ترین نعمت‏ هاى الهى است، و تعلیم این بیان از بزرگترین عنایات خدایى به انسان ها است. «عَلَّمَهُ الْبَیانَ»[2].

اگر نقش «بیان» را در تكامل و پیشرفت زندگى انسان ها، و پیدایش و ترقى تمدن ها در نظر بگریم یقین خواهیم كرد كه اگر این نعمت بزرگ نبود انسان هرگز نمى ‏توانست تجربیات و علوم خود را به سادگى از نسلى به نسل دیگر منتقل سازد، و باعث پیشرفت علم و دانش و تمدن و دین و اخلاق گردد، و اگر یك روز این نعمت بزرگ از انسانها گرفته شود جامعه انسانى به سرعت راه قهقرا را پیش خواهد گرفت.

2- تعلیم قلم

از دیگر نعمتها و عنایات الهی به انسانها که از مهم‌ترین رویدادهای زندگی آنان به حساب می آید، پیدایش خط و نگارش قلم بر صفحه کاغذها یا سنگ‌ها بوده است، همان گونه که بیان شد  مسئله ‌ی قلم دوران تاریخ بشر را از ماقبل تاریخ فصل و جدا کرده است؛ زیرا از زمان به جریان افتادن قلم، تاریخ بشر قابل فهم و ارائه شده‌است.

اگر خداوند هم به قلم و ابزار و هم به محصول ابزار سوگند خورده است: «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ»[3] ‌به خاطر آنست که قلم حافظ علوم و دانش‌ها و نگهبان افکار اندیشمندان  و پل ارتباطی گذشتگان و آیندگان است. قلم و نوشته از عظیم‏ترین نعمت‏هاى الهى است، كه خداوند متعال بشر را به آن هدایت كرده، به وسیله آن حوادث غایب از انظار و معانى نهفته در درون دلها را ضبط و ثبت مى‏ كند و انسان به وسیله قلم و نوشتن مى‏تواند هر حادثه‏ ى را كه در پس پرده مرور زمان و بُعد مكان قرار گرفته نزد خود حاضر سازد.

جمله «الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَم»[4] می تواند به به دو معنا اشاره داشته باشد: نخست: خداوند نوشتن و كتابت را به انسان آموخت و قدرت و توانایى این كار عظیم را كه مبدأ تاریخ بشر، و سرچشمه تمام علوم و فنون و تمدن ها است، در او ایجاد كرد. دوم: منظور این است كه خداوند علوم و دانشها را از این طریق و با این وسیله به انسان آموخت.

بنابراین نقش قلم در پیشرفت جامعه بشری غیر قابل انکار و مقدم بر بیان است و به همین دلیل است که به بیان قسم یاد شده ولی به قلم و نوشته آن سوگند یاد شده است و هر طرح نویی و هر کشفی و هر خلاقیت و ابتکاری اصل آن به قلم بر می گردد، هیچ دانشمندی از نوشتن بی نیاز نیست و هر گامی که برداشته می شود با نوشتن و قلم آغاز می گردد ،حتی بیان نیز وابسته به قلم است ولی قلم وابسته به بیان نیست.

بنابراین در عظمت این دو نعمت (قلم و بیان) همین بس كه خداى سبحان بر انسان منت نهاده كه وى را به سوى كلام و قلم هدایت كرده و طریق استفاده از این دو نعمت را به او یاد داده و در باره كلام فرموده: «عَلَّمَهُ الْبَیانَ» و در باره قلم فرموده است: «عَلَّمَ بِالْقَلَمِ».

و:  برتری قلم

آن روز كه جنگ جویان قهرمان به شمشیرهاى خود سوگند یاد كنند و آن را اسباب بزرگى و افتخار می شمرند، براى قلمِ نویسندگان همین افتخار و سربلندى و برتری در تمام دوران جهان بس كه خداوند سوگند به قلم یاد كرده است. راستى چنین است اینک به دو نمونه از برتری قلم به شرح ذیل اشاره می شود:

1- برتری قلم برخون شهداء

همه فرهنگیان باید نسبت به قلم مسئول باشند و قلم را در خدمت معانی پَست و بی ارزش و خلاف رضای خدا قرار ندهند به دلیل آن که برتری این وسیله انسان ساز را در آموزه های دینی و با عبارتی بسیار پر مغز و پر معنا از امام صادق(ع) در می یابیم که می فرماید: «إِذَا كَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ جَمَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ النَّاسَ فِی صَعِیدٍ وَاحِدٍ وَ وُضِعَتِ الْمَوَازِینُ ‏فَتُوزَنُ دِمَاءُ الشُّهَدَاءِ مَعَ مِدَادِ الْعُلَمَاءِ فَیَرْجَحُ مِدَادُ الْعُلَمَاءِ عَلَى دِمَاءِ الشُّهَدَاءِ؛ چون روز قیامت فرا رسد خداوند اولین و آخرین مخلوقات را در یک سرزمین گرد می آورد و ترازوها برقرار می گردد سپس خون شهید با مرکب قلم عالمان سنجیده می شود واین نتیجه به دست می آید که مداد عالمان از خون شهیدان سنگین تر است»[5].

بنابراین قلم به دستان پاک باید بدانند به مصداق حدیث فوق گویا قلم علما خونی است که بر پیکر اجتماع اسلامی می ریزد و ارزش آن چون ارزش خون شهداست بلکه قلم چون حافظ ارزش خون شهیدان است و شهید پرور است چه بسا برتر از خون شهدا است، از این رو این وسیله برتر، مسئولیت سنگین و بسیار مهمی دارد که باید مواظب آن باشیم تا مبادا در این خط انحراف پدید آید.

2- برتری قلم بر سخن وبیان

بعضى از دانشمندان گفته ‏اند: «البیان بیانان: بیان اللسان، و بیان البنان و بیان اللسان تدرسه الاعوام، و بیان الاقلام باق على مر الایام؛ بیان دو گونه است: بیان زبان، و بیان قلم، بیان زبان با گذشت زمان كهنه مى‏ شود و از بین مى ‏رود، ولى بیان قلم ها تا ابد باقى است»[6] به دلیل آن که سخن فرّار است، چنانکه حفظ کردن مطالب نیز این گونه است. ولی نوشتن مطالب، موجب استقرار آن در ذهن است، مضافاً آنکه نوشتار انسان از گفتارش رساتر است. مطالب نوشته شده عمیق است؛ در حالی که سخن و بیان، عُمق کمتری دارد. نویسندگان گاهی ساعت ها فکر می کنند تا یک سطر بنویسند ولی، در سخن، چنین دقتی نیست. از این رو، مصاحبه ها هیچ گاه ارزش اعلامیه ها را ندارند، در اعلامیه ها دقت و ظرافتی به کار رفته که در سخن و بیان وجود ندارد و براین اساس قلم و محصول آن در هر زمان به خصوص در عصر حاضر از سندیت قوی تری برخوردار است.

بنابراین، «بقاء» و ماندگاری، «دقت و ظرافت» و « ژرف و عمیق بودن» که در قلم است بر سخن و سخنرانی نیست و نخواهد بود.

نتیجه و جمع بندی

از مفادِ مجموع آنچه گذشت مهم ترین نکات را میتوان این گونه جمع بندی و نتیجه گیری نمود:

1- صاحبان قلم قدر نعمت عظیم  قلم را درک نموده و بدانند به دلیل آن که برای هر نویسنده ی در هر مقطع از زمان و در هر قطعهی از مکان رسالت هایی وجود دارد که در عصر کنونی بالاترین رسالت نویسندگان دفاع از حق و حقیقت، آگاهی بخشی، بصیرت دهی و روشن گری به جامعه به خصوص به نسل پویای جوان است.

2- قلم ابزاری است که خاصیت های فراوان دارد از جمله آن، بیان عُمق اندیشه، آراء و ایده های انسان است و در شناساندن گوهر وجود انسان به مراتب از گفته های او رساتر و گویاتر است و خاصیت مهم دیگر قلم این است که مراتب پنهانی انسان ها را میتوان در لابه لای نوشتار و مکتوباتشان مشاهده کرد.

3- نوشته هر نویسنده بازتاب دهنده و گویای عمق عقل و بینش و دانش او است، بنابراین نوشته های انسان شاخص فضیلت او و بیان‌گر میزان اجابت، پاکی و تقوای اوست و در واقع انسان در هر عصر و زمان با نوشتار خویش هویت وجودی خویش را منتشر می کند، از این رو هر صاحب قلم ربانی که در استمرار قلم الهی و قرآنی قلم به صفحات کاغذ می کشد بایستی به بند کشیدن هویت خویش را برای ابدیت لحاظ کند و بر این اساس؛ قلم خویش را مانند قدم خویش مطمئن برداشته و وارد عرصه های علمی و فرهنگی شود.

4- در یك نگاه می توان گفت: تمام مطالبی كه به وسیله قلم به رشته تحریر در می آیند دارای سه هدف می باشند. نخست: دارای اهداف متعالی، بار مثبت و در راستای وصول كمال انسانی و ارتقاء امور معنوی بشر میباشند. دوم: دارای اهداف مربوط به امور پَست، بار منفی، و مسائل غیر انسانی  میباشند كه زمینه سقوط بشر را  فراهم می نمایند. سوم: مطالبی خنثی و بی هدف که نقشی در صعود یا سقوط هویت انسانی نداشته و دانستن یا ندانستن آنها، تأثیری در زندگی انسان ندارد.


[1] - المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏19، پیشین، ص: 95.

[2] - سوره رحمن، آیه 4.

[3] - سوره قلم، آیه 1.

[4] - سوره علق، آیه 4.

[5] - ابن بابویه، محمد بن على‏، الأمالی( للصدوق)، ناشر: كتابچى‏، مكان چاپ: تهران‏، سال چاپ: 1376 ش‏، نوبت چاپ: ششم‏، ص: 168.

[6] - طبرسى فضل بن حسن‏، مجمع البیان فى تفسیر القرآن‏ ج 10، ناشر: انتشارات ناصر خسرو، مكان چاپ: تهران‏، سال، چاپ: 1372 ش‏، نوبت چاپ: سوم‏، ص: 499.