تبلیغات

آثار اشیا، گاهى مترتّب بر جمع بودن همه اجزاى آن است، مثل روزه، كه اگر یك لحظه هم پیش از اذان، افطار كنیم، باطل مى‏ شود، از این جهت كلمه «تمام» به كار رفته است: «أَتِمُّوا الصِّیامَ إِلَى اللَّیْلِ» و گاهى به گونه ‏ى است كه هر جزء، اثر خود را دارد، مثل تلاوت آیات قرآن، كه كمالش در تلاوت همه ‏ى آن است و هر قدر هم خوانده شود، ثواب دارد. گاهى بعضى اجزا به گونه ‏ى است كه اگر نباشد، یك مجموعه ناقص است، هر چند همه‏ ى اجزاى دیگر هم باشد، مثل خلبان و راننده كه هواپیما و ماشین بدون آنها بى‏ ثمر و بى ‏فایده است.

رهبرى و ولایتِ حقّ هم چنین است، چون انسان را با خدا گره مى‏ زند و بدون آن، آفریده ‏ها و نعمت‏ ها به نقمت تبدیل مى ‏شود و انسان را به خدا نمى ‏رساند.

قرآن می فرماید: «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِیناً؛ امروز دین و آئین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آئین شما پذیرفتم»[1]

 کلمه «كمال» به معنای هر چیزى است كه غرض از آن چیز حاصل شود[2]. در معناى كلمه «تمام» گفته اند: تمام بودن هر چیز منتهى شدن آن به حدى است كه دیگر احتیاج به چیزى خارج از خود نباشد، به خلاف ناقص كه محتاج به چیزى خارج از ذات خودش است تا او را تمام كند[3]. برای توضیح معناى این دو كلمه لازم است که بدانیم آثار موجودات دو نوع است.

1- برخی از موجودات وقتى اثر خود را مى ‏بخشند كه همه اجزاى آن جمع باشند مانند معجون که اجزایى دارد هنگامی که همه آن اجزاء موجود باشند اثر و خاصیت پیدا می کنند،  اگر یكى از آن اجزاء نباشد معجون و دارو اثر خود را نمى ‏بخشد و مانند روزه كه مركب از امورى است كه اگر یكى از آنها نباشد روزه روزه نمى‏ شود، مثلا اگر كسى در همه اجزاى روز از خوردن و سایر محرمات امساك كند ولى در وسط روز در یك ثانیه دست از امساك بر دارد، و جرعه‏ ى آب فرو ببرد، روزه‏اش روزه نیست. از جمع شدن اجزاء این گونه امور تعبیر مى‏ كنند به تمامیت و در قرآن كریم مى ‏فرماید: «ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیامَ إِلَى اللَّیْلِ»[4].

2- برخی دیگری از اشیاء هستند كه اثر بخشیدن آنها نیازمند به آن نیست كه همه اجزاى آن جمع باشد، بلكه اثر مجموع اجزاء مانند مجموع آثار اجزاء است، هر جزئى كه موجود شود اثرش به مقدار خود آن جزء هم مترتب مى ‏شود و اگر همه اجزاء جمع شود اثر مطلوب همه حاصل مى ‏شود، مانند روزه كه اگر یك روز روزه بگیرى، اثر یك روز را دارد، و اگر سى روز بگیرى اثر سى روز را دارد، تمامیت را در این قسم «كمال» مى‏ گویند.

نعمت هر چیزی است كه باطبع انسان بسازد و به شناحت خداوند کمک نماید، تمام موجودات جهان از حیث این كه در داخل نظام تدبیر همه به هم مربوط و متصلند و برخی از آنها سازگار با بعض دیگرند نعمت  بشمار مى ‏روند به دلیل آن که همه موجودات به عبودیت و خضوع در برابر پروردگار  کمک می کنند منتها آن چیزهایى كه با غرض الهى موافق باشد و هر موجودى كه انسان به وسیله آن راه خداوند را طى كند، و به قرب خدا و رضاى او برسد، آن موجود براى بشر نعمت است و هرموجود که باعث فراموشى خدا و انحراف از راه او، و دورى از او و از رضاى او شد، آن موجود براى انسان نقمت است،

پس اسلام كه یكى از ادیان الهى است عبارت از مجموع معارف و احكام تشریع شده از ناحیه خداى سبحان است و این دین اسلام از حیث اعمال و آثار دو گونه است: گاهی عمل کردن به هریک از معارف و احکام الهی تحت ولایت خدا و رسولش مانند روزه گرفتن اثر خاص خودش را داشته و غرض تأمین می شود و این همان نعمت و کمال دین است. گاهی نتیجه و اثر، مشروط به عمل کردن مجموع احکام و معارف الهی  است و این تمامیت میسور نیست مگر آن که با ولایت اولى الامر همراه باشد

آنچه از بحث فوق استفاده می شود: كمال دین، به خاطر آن است كه اگر مقرّرات و قوانین كامل وضع شود، لكن براى امّت و جامعه، رهبرى معصوم و كامل تعیین نشود، مقرّرات ناقص مى ‏ماند.

اتمام نعمت، به خاطر آن است كه قرآن بزرگ ‏ترین نعمت را نعمت رهبرى و هدایت معرّفى كرده است، اگر پیامبر اكرم (ص) از دنیا برود و مردم را بى ‏سرپرست بگذارد، كارى كرده كه یك چوپان نسبت به گله نمى ‏كند. چگونه بدون تعیین رهبرى الهى نعمت تمام مى ‏شود؟.

رضایت خداوند، براى آن است كه هر گاه قانون كامل و مجرى عادل بهم گره بخورد رضایت پروردگار حاصل مى ‏شود.