تبلیغات
به نظر اکثر کارشناسان سیاسی، افغانستان از ابتدای استقلال خود در سال 1919 م. در کا نون بحرانهای منطقه ‏ی و فرامنطقه ‏ی قرارد اشته است. این کشور همواره با دونوع تهاجم از سوی قدرت های بزرگ جهان و منطقه ‏ی قرار داشته است.

1- تهاجم نظامی

تجاوز شوروی سابق نزدیک به سه دهه نا آرامی را در افغا نستان به وجود آورد و زیرساخت های فکری، فرهنگی، اقتصا دی و از همه مهمتر نظام آموزشی این کشور به کلی صدمه دید.

بعد از تحولات جها نی که در یازدهم سپتامبر نیویورک آمریکا پیش آمد و قدرتهای بین المللی زمینه را برای دخالت مستقیم خود در افغانستان مساعد دیدند و مردم افغانستان نیز که در اثر جنگ های داخلی متحمل خساراتی شده بودند به ناچار به حکمیت جامعه بین الملل تن دادند. می ‏توان گفت معاهده بن سرآغاز تاریخ نوین در افغانستان به حساب می‏ آید و مرد م این کشور امید وارند تا کاستی های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به یادگار مانده از دوران پادشاهان گذشته و دهه های سیاه جنگ های داخلی را جبران کند.  با این که سیر تحولات افغانستان در چند سال اخیر و بعد از معاهده بن در برخی جهات مثبت بوده و توانسته مقدار از آلام مردم را برطرف کند و به ویژه در جهت امنیت داخلی کشور، نسبتآ موفق بوده است. اما مع الاسف روندجدید نتوانسته، انتظارات مردم افغانستان را برآورده سازد.

2- تهاجم فرهنگی

چنانکه بر کسی پوشیده نیست، مردم افغانستان از عرق دینی خاصی بر خور دارند و بدون شک، یکی از عواملی قیام مردم افغانستان بر ضد دولت کمونیستی،  پاسداری از دین و فرهنگ اسلا می بود.

امروزه نیز آموزه های دینی و ارزش های اسلامی درمیان مردم جایگاه خاصی دارد. اما با کما ل تأسف روند حاکم در افغانستان و برنامه های که کشورهای غربی  به صورت ماهرانه برای مردم ما تدارک دیده اند، جای نگرانی دارد. کشورهای غربی باکسب تجربه از اشغال افغانستان به وسیله شوروی سابق،  بدون این که مستقیمآ با فرهنگ و دین مردم به مبارزه برخیزند، با برنامه های فرهنگی واقتصا دی دراز مدت در صدد آن هستند که ارزش های دینی مردم ما را کم رنگ نموده و به جای آن فرهنگ عیا شی، خوشگذرانی، انحرافات وفحشاء و منکرات راگسترش دهند.

باتوجه به وضعیت اجتماعی، علمی، فرهنگی و شرایط حاکم، می ‏توان اذعان کرد که افغانستان نیاز شدید به باز سازی همه جا نبه در عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی ، آموزشی، پرورشی وتربیتی دارد.

در قدم اول باید تمامی افراد جامعه برای ارتقای سطح فکری خود تمام تلاش را به کار گیرند.

در قدم دوم وظیفه علما، اندیشمندان، نخبگان دینی و علمی کشور است که با انگیزه خدمت به اسلام، ترویج فرهنگ و معارف حیات بخش اسلام وارد میدان شده و برای برقراری امنیت و وحدت ملی و پیشبرد اهداف والای اسلامی گا م های اساسی را بردارند.

با آگاهی بخشیدن به مردم و سازمان دهی آنان، راه ورود آنها را در عرصه مختلف باز نمایند تا در سایه این مشارکت همگا نی، منا فع سیاسی و اجتماعی مردم شریف کشور و به خصوص شیعیان هموار گردد.

براین اساس باید از روش هایی که صورت کلیشه و تحمیلی دارد، درجهت  تقویت و با روری احساس مذهبی و فعالیت های علمی و فرهنگی  و رفتارهای مترتب برآن بپرهیزیم و توجه داشته باشیم که این گونه مسائل دیگر در حوزه تعلیم و تربیت، رشد اندیشه ها و نشر معارف اهل بیت (ع) کارساز نیست و باید ازشیوه های علمی جدید و متناسب با روز استفاده کرد.

متأسفانه درطول تاریخ مشکلات جامعه افغانستان به خاطر ضعف فرهنگی، اخلاقی، انباشته شدن کینه ها و نفرت ها به اوج خود رسیده از آن آتش و جنگ زبانه می‏کشد. درحالی که کشورهای دیگر در موارد مختلف از جمله روابط سیاسی، فرهنگی و اقتصادی پیشرفت کرده اند.

 چرا جامعه افغانستان عقب مانده می باشد؟

 در حالی که پیشوایان دین و قرآن راه را برای همکاری عمومی در جهت عمران و آبادی و  سازندگی و فرهنگ سازی و... هموار نموده اند.