تبلیغات
عصر نقش قلم

عصر نقش قلم
قلم به دست گرفتم که حرف حق بنویسم = هر آنچه را نتوان گفت بر ورق بنویسم. به وبلاگ "عصر نقش قلم" خوش آمدید.
نویسندگان
نظر سنجی
لطفا بفرمایید وبلاگ (عصر نقش قلم) را چگونه ارزیابی می کنید؟






صفحات جانبی
پیوندهای روزانه
لینک های مفید
09192525100 :تلفن qalam54mr@yahoo.com :پیام مدیریت وبلاگ: با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی، به وبلاگ من خوش آمدید، لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در ارتقاء كیفیت مطالب وبلاگ کمک کنید، با تشکر از شما، ایمیل

لازم به یاد آوری است آنچه در ذیل عنوان مزبور می خوانید اقتباس شده از برخی سایتهای تحت پوشش خبری است که پیشاپیش دلائل احتمالی نیامدن آقای خاتمی، دلائل احتمالی رد صلاحیت آقای هاشمی و دلائل احتمالی رد صلاحیت آقای مشایی را بیان کرده اند.

اگرنویسنده وبلاگ (عصر نقش قلم) این مطلب را آورده است صرفاً جهت حفظ اخباری است که بیشترین بازدید کننده گان را داشته اند و غرضی دیگری از اخبارمذکور نداشته و ندارد و روی این حساب در عین حالی که احترام کامل شخصیتهای نامبرده و خواننده ی این اخبار محفوظ است، هر برداشت سوء از نویسنده وبلاگ برئ بوده و پیشاپیش تکذیب می شود. در ادامه بخوانید:

الف: دلائل احتمالی نیامدن آقای خاتمی

عللی که تصمیم خاتمی نسبت به نیامدن را تقویت می کند یا دستکم او را در آمدن مردد می کند ، می تواند در موارد زیر نهفته باشد:

1 - خاتمی ، تجربه هاشمی را دارد. اکبر هاشمی رفسنجانی که دوباره با رأی بالای مردم به عنوان ریاست جمهوری برگزیده شد ، وقتی برای سوم بار کوشید بخت خود را بیازماید ، شکست خورد.

این تجربه می تواند حاوی این درس باشد که عموم رأی دهندگان ایرانی کسی که بعد از دو بار ریاست جمهوری ، بخواهد باز هم رئیس جمهور شود را - درست با غلط - به عنوان قدرت طلب می شناسند و به او رأی نمی دهند.

خاتمی چنین سرنوشتی را برای خود پسند نمی کند. البته شکست یک رئیس جمهور سابق در انتخابات ، الزاماً در همه شرایط تکرار نمی شود و تجربه هاشمی ، دلیل قاطعی برای تکرار آن درباره دیگران نیست ، خاصه آن که فشارهای اقتصادی چند سال اخیر ، مردم را در مقایسه گری خود به نتایجی رسانده است که می تواند برای خاتمی خوشایند باشد. با این حال ، خاتمی نشان داده که سیاستمداری نه چندان اهل ریسک است.

2 - چرخش قدرت در میان نخبگان ، از شعارهای اصلی خاتمی در تمام این سال ها بوده است. کاندیداتوری مجدد خاتمی برای به دست گرفتن سه باره قدرت ، با این دیدگاه اصولی وی مغایرت دارد. وانگهی، کاندیداتوری خاتمی به عنوان گزینه اصلاحات ، اعتراف به این است که جریان اصلاحات نتوانسته است بعد از سال ها ، کادرسازی کرده ، گزینه ای درون نظام تربیت کند که بتواند قدرت را در دست بگیرد.

3 - آنچه از احمدی نژاد برای رئیس جمهور بعدی به جای می ماند ، کوهی از مشکلات است که کار را برای جانشین وی بسیار سخت می کند. رئیس جمهور آینده ، هر که باشد ، سیاستمدار خوش شانسی نیست.

او سال گذشته به عارف ، که در صدد کاندیداتوری بود ، گفته است: برادر من! برای چه می خواهی کاندیدا شوی؟ می خواهی چه کار کنی؟ و چطور می خواهی در این شرایط کار کنی؟ آن زمان که مشکلات کنونی نبود و همراهی نسبی در مجموعه های حاکمیت با ما وجود داشت آن شد ، الان که اصطکاک ها به حداکثر رسیده نمی شود کاری کرد.

خاتمی ، نمی خواهد بازی برده سیاسی در دو دور ریاست جمهوری اش را با جانشینی احمدی نژاد ، دچار ریسک باخت کند.

4 - علائمی به خاتمی رسیده که در صورت کاندیداتوری ، رد صلاحیت می شود. او که دو بار رئیس جمهور ایران بوده ، هرگز نمی خواهد مهر رد صلاحیت بر پیشانی سیاسی اش بخورد. خاتمی ، می خواهد "درون نظام" بودنش ، همچنان "رسمی" باشد تا بتواند در آینده ، همچنان نقش آفرین باشد.

5 - رأی آوردن مجدد خاتمی ، چیزی بر او نمی افزاید ؛ او قبلاً رئیس جمهور بوده و حالا هم همان رتبه قبلی را به دست می آورد ولی اگر به هر دلیل شکست بخورد ، در سابقه اش ، علاوه بر "رئیس جمهور سابق" ، عنوان "کاندیدای شکست خورده سابق" هم ثبت می شود.

6 - او خوب می داند که کاندیداتوری او ، موجی از سختی ها را بر او تحمیل خواهد کرد: از تخریب ها و احتمال رد صلاحیت و مشکل در رقابت انتخاباتی گرفته تا مصیبت های اداره کشور در صورت رأی آوردن.

روحیه خاتمی ، چنین توفان هایی را بر نمی تابد. او محافظه کارتر از این است که وارد این بازی " آن سر نامعلوم" شود.

البته آنچه در بندهای فوق ذکر شد ، ناظر به شرایط روز است و با توجه به این که همواره در ماه ها و هفته های منتهی به انتخابات ، دور حوادث تندتر می شود ، باید دید روند رویدادها به کدام سمت می رود.

نکته دیگر آن که اگر خاتمی ، برغم تمام تحلیل ها و وضعیت موجود کاندیداتوری اش را اعلام کند ، باید گفت که با یک خاتمی دگرگون شده مواجه شده ایم. 

ب: دلائل احتمالی رد صلاحیت آقای هاشمی

 بر اساس اصل‏ یکصد و پانزدهم قانون اساسی، رئیس‌جمهور باید از میان‏ رجال‏ مذهبی‏ و سیاسی‏ که‏ واجد شرایط زیر باشند، انتخاب‏ شود:

ایرانی‌الاصل، تابع ایران‏، مدیر و مدبر، دارای‏ حسن‏ سابقه‏ و امانت‏ و تقوا، مؤمن‏ و معتقد به‏ مبانی‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ و مذهب‏ رسمی‏ کشور. همچنین طبق اصل‏ نود و نهم، شورای‏ نگهبان‏ نظارت‏ بر انتخابات‏ ریاست‏ جمهوری را بر عهده‏ دارد و طبق نظریه شماره 1234 مورخ 1/3/1370 شورای نگهبان «نظارت‌ مذکور در اصل نود و نهم‌ (99) قانون‌ اساسی‌ استصوابی‌ است‌ و شامل‌ تمام‌ مراحل‌ اجرایی‌ انتخابات‌ از جمله‌ تایید و رد صلاحیت‌ کاندیداها می‌شود.» مطمئنا دکترین حقوقی درباره واژه‌هایی چون «حسن‏ سابقه‏» و «امانت» و... نظریاتی دارد که احراز این مصادیق در ایشان در حوزه سیاسی و اجرایی ناممکن می‌نماید.

1- آیا در حال حاضر هاشمی می‌تواند مشمول عنوان «رجل سیاسی» (نه تحت تعریف تحت‌اللفظی بلکه در حوزه مفهومی) باشد؟ قانون اساسی به‌طور مشخص از این واژه تعریفی ارائه نداده است و احصا و احراز آن بر عهده شورای نگهبان است. اما مطابق با موازین سیاسی- حقوقی اینگونه به نظر می‌رسد رجل بودن منوط به برخورداری از توانایی و ظرفیت‌‌های اختصاصی سیاسی است که فرد به‌واسطه آن بتواند در مواقع ضروری، کشور را از مشکلات پیش رو خارج کرده و همه ساز و کارهای اداری – قانونی را برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی در چارچوب سیاست‌های تدوین شده از سوی مقام معظم رهبری به‌کار گیرد. بی‌شک پایبندی به قانون و سازوکارهای تعریف شده قانونی در همه حال از الزامات اولیه رجل سیاسی شدن است. رفسنجانی در انتخابات 84 و بویژه در فتنه 88 نشان داد که در شرایط خاص به هیچ یک از سازوکارهای تعریف شده در چارچوب قوانین مادر و موضوعی اعتنایی نداشته و قانون را تنها تا زمانی قبول دارد که منافع شخصی و جناحی او را تامین کند. رفسنجانی نشان داده است که در صورت تشخیص خویش همه سازوکارهای قانونی را به کناری نهاده و عملا با توجیهاتی از قبیل «استوانه نظام بودن، داشتن سابقه مبارزاتی در نهضت و دفاع مقدس و...» خود را بالاتر از قانون و سازوکارهای آن می‌داند. رجل سیاسی بودن یک عنوان اعتباری قابل تغییر است که این مفهوم اعتباری در گذر زمان می‌تواند دستخوش کاستی یا فزونی شود. پس هاشمی اگر چه در گذشته یک رجل سیاسی می‌توانست باشد اما در حال حاضر به‌استناد رفتارهای چند سال گذشته‌اش عملا نمی‌تواند مشمول این عنوان باشد.

2- بر اساس قانون اساسی کشور، ‌«مدیر بودن» یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های قانونی برای احراز صلاحیت داوطلبان ریاست‌جمهوری است. واضح است که داشتن سلامت و توان جسمانی کاندیداها برای اعمال یک مدیریت کارآمد توسط یک رئیس‌جمهور در اداره احسن امور اجرایی کشور اصل بنیادینی است. از این‌رو احراز سلامت جسمانی کاندیداها و کسب اطمینان ‌از توانایی جسمانی آنان برای اعمال مدیریت اجرایی کم نقص و بی‌حاشیه در کشور پهناوری مانند ایران از بدیهیات این عرصه است. به‌طور اختصاصی چنانچه فردی فاقد این صلاحیت عمومی باشد طبعا با وجود داشتن سایر شرایط ولو به شکلی اکمل، موضوع احراز صلاحیت ایشان برای کاندیداتوری ریاست جمهوری منتفی می‌شود.

3- رفسنجانی که در سن 80 سالگی قراردارد باید بتواند این اطمینان را به شورای نگهبان بدهد که در صورت کسب آرای مردمی از توان جسمی مناسبی برای دوندگی‌های معمول برای یک رئیس‌جمهور برخوردار است. بی‌شک 80 ساله بودن هاشمی یکی از موانع جدی برای احراز صلاحیت ایشان در بخش مدیر و مدبر بودن محسوب می‌شود و توقع عمومی از شورای نگهبان این است که سلامت جسمانی و شرایط سنی ایشان را به‌طور دقیق مورد بررسی قرار داده و با قاطعیت اعلام نظر کند.

4- برخورداری از «حسن‏ سابقه»‏، «امانت»‏ و «تقوا» از دیگر شرایط مندرج در قانون اساسی برای کاندیداهای ریاست جمهوری است. کمتر کسی می‌تواند با توجه به اتفاقات دوران سازندگی، حواشی و تخلفات برخی فرزندان و اطرافیان رفسنجانی و سکوت منفعلانه ایشان در برابر تخلفات صورت گرفته، شرط حسن سابقه و امانتداری را برای ایشان لحاظ کند. افزودن مواضع سیاسی هاشمی در طول 4 سال گذشته حسن سابقه سیاسی او را به شکلی عینی و جدی مورد تردید قرار می‌دهد. وجود شائبه پر کردن جدول دشمن در مدت 8 ماهه فتنه 88 نیز بر حسن سابقه و امانتداری ایشان خدشه‌های اساسی وارد می‌کند.

5- بازبینی نقش مستقیم رفسنجانی و خانواده‌اش در فتنه 88 و مواضع اتخاذی وی در حوادث بعدی کشور به‌طور اختصاصی آشکار می‌کند که هاشمی خواسته یا ناخواسته در پازل مد نظر دشمن به ایفای نقش کلیدی پرداخته است. با این شرایط طبعا شرط قانونی «مؤمن‏ و معتقد به‏ مبانی‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران» در ایشان به سختی تجلی می‌یابد. افزودن موضوع مهمی مانند اعلام مواضع منفعلانه در برابر دشمنان نظام بویژه رژیم صهیونیستی و اصرار بر ضرورت دیپلماسی راضی‌سازی آمریکا و اروپایی‌ها به آمدن پای میز مذاکره در چند‌ماه اخیر نیز این شرط را در رفسنجانی غیرقابل دسترس می‌نماید.

ج: دلائل احتمالی رد صلاحیت آقای مشایی

فریادگر نوشت، هر چند تصمیم‌گیری نهایی در مورد احراز صلاحیت کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری با شورای نگهبان است، اما مشایی حداقل به شش دلیل نباید برای خود شانسی برای تایید صلاحیت قائل باشد این پنج دلیل را مرور می‌کنیم :

1- مشایی رجل مذهبی نیست

حتی اگر عنوان رجل سیاسی با اغماض و به دلیل پست‌هایی که از سوی احمدی‌نژاد به او هبه شده بر اسفندیار رحیم مشایی صدق کند، عنوان رجل مذهبی به هیچ وجه بر او صدق نمی‌کند. این امر نه تنها به دلیل عدم وجود سابقه مذهبی در کارنامه او قابل ذکر است، بلکه به ویژه با توجه به موضع‌گیری‌های او در مورد اسلام، می‌تواند قابل استناد باشد. مشایی ارتباط با خدا و امام عصر (عج) را بدون واسطه مطرح می‌کند و به دلیل مسایلی که در این باب مطرح کرده، جریان حامی‌او به عنوان جریان انحرافی مطرح شده است. بنابراین کاندیدای جریانی که به دلیل مواجه شدن با اتهام انحراف مذهبی، جریان انحرافی نام گرفته نمی‌تواند امید چندانی به تایید صلاحیت داشته باشد.

2- نامه مقام معظم رهبری درباره مشایی

در تیرماه 1384، پس از آنکه اعتراضات به اقدام محمود احمدی‌نژاد مبنی بر انتخاب اسفندیار رحیم مشایی به عنوان معاون اول رییس‌جمهور افزایش یافت، ابوترابی فرد نایب رییس مجلس هشتم، نامه‌ای را با امضای مقام معظم رهبری خطاب به محمود احمدی‌نژاد در اختیار رسانه‌ها قرار داد که حاوی مخالفت ایشان با معاون اولی مشایی بود و به همین دلیل احمدی‌نژاد مجبور به تغییر مشایی شد. آیا فردی که مقام معظم رهبری، انتصاب او به عنوان معاون رییس‌جمهور را نپذیرفته‌اند، می‌تواند برای تایید صلاحیت برای مسئولیت مهمتری که ریاست جمهوری است امیدوار باشد؟

3- اعتراض مراجع به عملکرد مشایی

مشایی در موارد مختلف، اعتراض مراجع و روحانیون را برانگیخته است که مهمترین آن، حمایت از طرح پیشنهاداتی همچون ورود زنان به استادیوم‌های ورزشی و نیز نشستن در مجلس رقص زنان در ترکیه و مواردی از این دست است. او به دلیل نظرات خاص خود، نگاه مثبتی به مراجع عظام تقلید و روحانیون ندارد و به همین دلیل بعید به نظر می‌رسد چنین نگرشی مورد تایید اعضای شورای نگهبان که حداقل نیمی‌از آنان را روحانیون باسابقه تشکیل می‌دهند قرار گیرد.

4- پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی

تخلف مالی سه هزار میلیارد تومانی بدون کمک نیروهای دولتی به امیر منصور آریا امکان‌پذیر نبود مشایی با استفاده از نفوذ خود نزد رییس‌جمهور، زمینه تخلف را فراهم کرد و بارها در این پرونده اسم او برده شد و از ثبت امضای او پای اسناد تخلف سخن به میان آمد. در چنین شرایطی، چگونه می‌توان انتظار داشت کسی که در تخلفات مالی متهم بوده است، صلاحیت اداره یک کشور را داشته باشد؟

5- دوستی با مردم اسرائیل

رژیم صهیونیستی به عنوان یک رژیم اشغالگر، هیچ جایگاهی در سیاست خارجی ایران نداشته است، اما اسفندیار رحیم مشایی ناگهان از دوستی با مردم اسرائیل سخن به میان می‌آورد و بر گفته خود تاکید می‌ورزد؛ در حالی‌که رژیم صهیونیستی، یک رژیم اشغالگر و دشمن ما معرفی شده و تفاوتی بین مردم اسرائیل و رژیم اسرائیل نبوده است. در این مورد خاص هم مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران به صراحت تذکر دادند و این گفته را حرف غلطی توصیف کردند. آیا دوستی با مردم اسرائیل به معنای عبور کردن از خطوط قرمز نظام نیست؟

6- نقش داشتن در 11 روز خانه نشینی احمدی‌نژاد

خانه نشینی 11 روزه محمود احمدی‌نژاد که اخیرا روزنامه رسمی دولت تلاش کرده بدون توجه به نفس موضوع، آن را به 6 روز تقلیل دهد، عامل اصلی فاصله گرفتن بخش اعظم اصولگرایان از احمدی‌نژاد بود و عامل وقوع آن هم اختلافاتی بود که اسفندیار رحیم مشایی در آن نقش داشت. انتقادات از خانه نشینی احمدی‌نژاد به حدی افزایش یافت که اقدام او بر ضد مصالح نظام ارزیابی شد و عامل اصلی آن که مشایی بود به دلیل نقشی که در برکناری وزرای مختلف کابینه داشت مورد تخطئه قرار گرفت. البته به این فهرست می‌توان موارد دیگری هم اضافه کرد اما شاید همین 6 دلیل برای اقناع افکار عمومی درباره احتمال رد صلاحیت مشایی کافی باشد.




طبقه بندی: اخبار،
برچسب ها: خاتمی، هاشمی، مشایی،
[ سه شنبه 1392/03/14 ] [ 05:27 قبل از ظهر ] [ محمد علی رحیمی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
«ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه را بوسیله قلم مى ‏نویسند» قلم/1. امام صادق(ع) مى فرماید: «ما رَأَیْتُ باكِیاً اَحسَنَ تَبَسُّماً مِنَ الْقَلَمِ؛ هیچ گریانى را ندیدم كه همچون قلم به زیبایى تبسم كند».
وبلاگ «عصر نقش قلم» با نگاه جدید و نو به مسائل علمی پژوهشی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و خبری افغانستان و جهان، با رعایت اصل احترام متقابل افکار، عقاید و اندیشه های دیگران، تمایل دارددر زمینه های فوق یاد آوری و اطلاع رسانی نموده و اظهار نظر نماید و لذا در موضوعات یاد شده از اظهار نظر مفید و سازنده کلیه ای اندیشمندان، متفکران، نویسندگان و دوستان صمیمانه استقبال می نماید. ای قلم هستی بسی زیبا گهر/ برگرفته علم از تو بال و پر/ با تو قرآن خدا تحریر شد/ با تو آیه آیه اش تفسیر شد.
قلم به دست گرفتم که حرف حق بنویسم
هر آنچه را نتوان گفت بر ورق بنویسم
قسم به جان قلم خورده ام که نای قلم را
به دست گیرم و تا آخرین رمق بنویسم
بر آن سرم که به رغم محیط در همه جایی
هر آنچه حق بپسندد به حقِ حق بنویسم

آمار باز دیدکنندگان
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل بازدیدها : نفر
تعداد کل پست ها : عدد
تعداد نویسندگان : عدد
آخرین بازدید:
آخرین به روز رسانی:
امکانات وب
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر



Top Blog
مسابقه وبلاگ برتر ماه