تبلیغات
عصر نقش قلم

عصر نقش قلم
قلم به دست گرفتم که حرف حق بنویسم = هر آنچه را نتوان گفت بر ورق بنویسم. به وبلاگ "عصر نقش قلم" خوش آمدید.
نویسندگان
نظر سنجی
لطفا بفرمایید وبلاگ (عصر نقش قلم) را چگونه ارزیابی می کنید؟






صفحات جانبی
پیوندهای روزانه
لینک های مفید
09192525100 :تلفن qalam54mr@yahoo.com :پیام مدیریت وبلاگ: با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی، به وبلاگ من خوش آمدید، لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در ارتقاء كیفیت مطالب وبلاگ کمک کنید، با تشکر از شما، ایمیل
امام صادق علیه السلام درباره‏ ى «هدایت و صراط مستقیم»سخن مى ‏گفت، تا اینكه فرمود: كسى كه از هوس‏ هاى نفسانى پیروى كند و خودرأى باشد، همچون آن شخص است كه شنیدم افراد تهى مغز و نادان به او احترام شایانى مى ‏كنند، و از فضایل او مى ‏گویند، آنقدر از فضایل او گفتند كه مشتاق دیدار او شدم، تصمیم گرفتم كه به طور ناشناس او را از نزدیك ببینم و كارهایش را بسنجم و به درجات عالى مقام معنوى او آگاه گردم. به دنبال او رفتم،

از دور دیدم جمعیت بسیارى از عوام جاهل و خشك مغز به او مجذوب و خیره شده‏ اند، سر و صورتم را پوشاندم كه كسى مرا نشناسد نزدیك او رفتم و كاملًا روش مردم و آن شخص را تحت نظر گرفتم دیدم آن شخص همواره با نیرنگ‏هاى خود آن عوام را مى‏ فریبد.

تا این كه او از مردم جدا شد و مردم هم پراكنده شدند و دنبال كار خود رفتند. ولى من به صورت ناشناس به دنبال آن شخص فریبكار حركت كردم و او را تحت نظر گرفتم دیدم به یك نانوایى رسید نانوا را غافل كرد و دو عدد نان برداشت، با خود گفتم شاید آن دو نان را خریدارى نمود.

سپس از آنجا گذشت و به انار فروشى رسید و او را سرگرم حرف‏هاى خود كرد وقتى كه او غافل گردید، دو عدد انار دزدید.

من از این كار او تعجب كردم در عین حال گفتم شاید آن دو انار را خریده باشد، ولى با خود گفتم: منظورش از این كار چیست؟ او از آنجا رفت و من به دنبالش، بطورى كه نفهمد رفتم. دیدم او به بیمارى رسید دو نان و دو انار را نزد او گذاشت و از آنجا رفت و من هم به دنبالش حركت كردم تا اینكه دیدم او در بیابان به یك آلونك وارد شد. نزد او رفتم و به او گفتم: اى بنده خدا! آوازه تو را شنیدم مردم از تو تعریف مى ‏كردند، مشتاق دیدارت شدم امروز تو را یافتم. و تحت نظر گرفتم، ولى كارهایى از تو دیدم كه قلبم را پریشان كرد، سؤالى دارم، جوابش را بده، بلكه قلبم آرام گیرد. گفت: سؤال تو چیست؟

گفتم: دیدم به نانوایى رفتى و دو نان برداشتى و سپس به انار فروشى‏ رفتى و دو عدد انار دزدیدى!!

به من گفت: قبل از هر چیز بگو بدانم تو كیستى؟

گفتم: یكى از فرزندان آدم علیه السلام هستم و از امت رسول خدا صلى الله علیه و آله مى ‏باشم. گفت: توضیح بده كه تو كیستى؟ و از كدام خاندان هستى؟.

گفتم: مردى از خاندان نبوت هستم؟

گفت: در كجا سكونت دارى. گفتم: در مدینه.

گفت: شاید تو همان جعفربن محمد باشى؟ گفتم: آرى.

معترضانه به من گفت: حسب و نسب و بستگى تو به خاندان نبوت، هیچ سودى به حال تو نخواهد داشت. چرا كه علم به معارف جد و پدرت را ترك كرده ‏اى و آنچه را كه لازم است ستوده شود، به آن ناآگاه مى ‏باشى.

گفتم: آن چیست (كه به آن جاهل هستم و بى احترامى كرده‏ ام؟)

گفت: آن، قرآن كتاب خداست.

گفتم: به كجاى قرآن ناآگاهم؟!!

گفت: توجه به این آیه ندارى كه خداوند مى فرماید:«مَن جاءَ بِالحَسنَة فَلَه عَشرُ امثالِها، و مَن جاءَ بِالسَّیّئة فَلا یُجزى‏ الّا مِثلَها؛ هر كس كار نیكى بیاورد ده برابر آن پاداش خواهد داشت و هر كس كار بدى بیاورد جز به مقدار آن كیفر نخواهد دید»[1].

من دو عدد نان و دو عدد انار دزدى كردم مطابق این آیه جمعاً چهار گناه انجام دادم و وقتى آن نان و انارها را به فقیر صدقه دادم، براى هر صدقه ده پاداش به من مى‏رسد، بنابراین چهل پاداش به من رسید، چهار گناه را از چهل كم مى‏كنم، 36 ثواب براى من خواهد ماند!!.

امام صادق علیه السلام مى ‏فرماید: وقتى كه این سخن را از او شنیدم گفتم:«ثَكَلتكَ امّك انتَ الجاهِل بِكتابِ اللّه، اما سَمِعتَ انّه عزّوجلّ یَقول: انّما یَتَقبّلُ اللّه مِنَ المُتّقین؛ مادرت به عزایت بنشیند، این تو هستى كه به دستورات قرآن جاهل هستى، آیا نشنیده‏ اى كه خداوند در قرآن مى ‏فرماید: بى‏ گمان خداوند، عمل افراد پرهیزكار را مى‏ پذیرد.»

آنطور كه تو توجیه مى‏ كنى درست نیست بلكه حقیقت این است كه تو دو نان و دو انار دزدیدى، جمعاًچهار گناه كردى و آنها را بدون اجازه صاحبش صدقه دادى. چهار گناه دیگر نمودى و در مجموع مرتكب هشت گناه شدى بى ‏آنكه چهل پاداش به تو برسد و طلبكار 36 پاداش از خدا باشى!!.

امام صادق علیه السلام مى‏ فرماید: وقتى این سخن را به او گفتم او هاج‏ و واج و سردرگم شد و مرا مى‏ نگریست، سپس از او جدا شدم[2].

گاهى توجیهات به قدرى خطرناك است كه حتى انسان را به وادى تفسیر به راى و دستبرد به كتاب خدا، مى كشاند، به گونه اى كه قرآن در دست توجیه گر جاهل و بى فرهنگ، همچون موم یا خمیرى مى شود كه به دلخواه خود، هرگونه خواست، آن را درمى آورد و به راحتی و با توجیهات واهی و نادرست روزه اش را می خورد.

 



[1] - سوره انعام، آیه 162.

[2] - معانی الأخبار، النص، ص: 34

 




طبقه بندی: دین،
برچسب ها: هدایت، صراط مستقیم، مَن جاءَ بِالحَسنَة، ثَكَلتكَ امّك، توجیه‏ گر جاهل، انّما یَتَقبّلُ اللّه مِنَ المُتّقین،
[ جمعه 1394/04/12 ] [ 10:44 قبل از ظهر ] [ محمد علی رحیمی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
«ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه را بوسیله قلم مى ‏نویسند» قلم/1. امام صادق(ع) مى فرماید: «ما رَأَیْتُ باكِیاً اَحسَنَ تَبَسُّماً مِنَ الْقَلَمِ؛ هیچ گریانى را ندیدم كه همچون قلم به زیبایى تبسم كند».
وبلاگ «عصر نقش قلم» با نگاه جدید و نو به مسائل علمی پژوهشی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و خبری افغانستان و جهان، با رعایت اصل احترام متقابل افکار، عقاید و اندیشه های دیگران، تمایل دارددر زمینه های فوق یاد آوری و اطلاع رسانی نموده و اظهار نظر نماید و لذا در موضوعات یاد شده از اظهار نظر مفید و سازنده کلیه ای اندیشمندان، متفکران، نویسندگان و دوستان صمیمانه استقبال می نماید. ای قلم هستی بسی زیبا گهر/ برگرفته علم از تو بال و پر/ با تو قرآن خدا تحریر شد/ با تو آیه آیه اش تفسیر شد.
قلم به دست گرفتم که حرف حق بنویسم
هر آنچه را نتوان گفت بر ورق بنویسم
قسم به جان قلم خورده ام که نای قلم را
به دست گیرم و تا آخرین رمق بنویسم
بر آن سرم که به رغم محیط در همه جایی
هر آنچه حق بپسندد به حقِ حق بنویسم

آمار باز دیدکنندگان
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل بازدیدها : نفر
تعداد کل پست ها : عدد
تعداد نویسندگان : عدد
آخرین بازدید:
آخرین به روز رسانی:
امکانات وب
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر



Top Blog
مسابقه وبلاگ برتر ماه