تبلیغات
عصر نقش قلم

عصر نقش قلم
قلم به دست گرفتم که حرف حق بنویسم = هر آنچه را نتوان گفت بر ورق بنویسم. به وبلاگ "عصر نقش قلم" خوش آمدید.
نویسندگان
نظر سنجی
لطفا بفرمایید وبلاگ (عصر نقش قلم) را چگونه ارزیابی می کنید؟






صفحات جانبی
پیوندهای روزانه
لینک های مفید
09192525100 :تلفن qalam54mr@yahoo.com :پیام مدیریت وبلاگ: با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی، به وبلاگ من خوش آمدید، لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در ارتقاء كیفیت مطالب وبلاگ کمک کنید، با تشکر از شما، ایمیل

یكى از توجیهاتى كه روى گناه را مى‏ پوشاند و گنهكار را در گناهش، گستاخ مى‏ كند، توجیهات فرهنگى است که به چند نمونه از آن در ذیل اشاره می کنیم:


1- بى ‏سواد بودم

این توجیه از توجیهات بى‏ اساس است چرا كه خداوند از یكسو به انسان عقل و فطرت و وجدان داده كه چراغ‏ هاى درونى او هستند و گناه را از غیر گناه به او مى ‏فهمانند و از سوى دیگر پیامبران و امامان و اولیاى خدا، حجت را بر او تمام كرده ‏اند و راه و چاره را به او نشان داده‏ اند و او خودش سستى و كندى كرده و به راه راست نرفته است.

قرآن می فرماید:« قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَة؛ بگو براى خدا دلیل رسا و قاطع است»[1].

شخصى از امام صادق (ع) پرسید: تفسیر این آیه چیست؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: خداوند در روز قیامت به بنده خود مى ‏گوید: اى بنده من! آیا مى ‏دانستى؟ (و گناه كردى) اگر بگوید: آرى مى ‏فرماید: چرا آنچه مى‏ دانستى، عمل نكردى؟ و اگر بگوید: نمى‏ دانستم، مى‏ گوید: چرا یاد نگرفتى، تا عمل كنى؟ در این وقت او در برابر بازخواست خدا، فرو مى ‏ماند، این است حجت بالغه‏ ى خدا[2].

نتیجه اینكه: با توجیهِ بى‏ سواد بودم و نفهمیدم، نمى‏ توان از زیر بار مسئولیت فرار كرد و با آن همه چراغ، بیراهه رفتن نتیجه‏ اش به چاه مجازات افتادن است.

2- من از نژاد برتر هستم

یكى از توجیهات فرهنگى افتخار به نژاد است. افرادى به اتكاى حسب و نسب خود، گناه مى‏ كنند، مثلًا با مؤمنى نزاع كرده و قهر نموده و وقتى او را دعوت به اصلاح مى‏ كنى، در پاسخ مى ‏گوید: من با این موقعیت و پرستیژِ خانوادگى بیایم و با فلان كس آشتى كنم؟ «تحقیرِ مؤمن» كه از گناهان بزرگ است را انجام مى‏ دهد، بخاطر اینكه خودش در یك خاندان اشرافى بوده است. چنانكه در صدر اسلام مشركان متكبر افرادى چون بلال و صهیب و جویبر را كه به اسلام گرویده بودند، اراذل مى‏ خواندند و بعضى از سران مسلمان ‏نما، سلمان را تحقیر مى ‏كردند.

شیطان كه مطرود درگاه خدا شد، به نژاد خود افتخار كرد، و همین باعث گردید كه از فرمان خدا در مورد سجده آدم سرپیچى نمود.

قرآن می فرماید: « قالَ ما مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِین؛ خداوند به شیطان فرمود: چه چیز مانع شد كه سجده كنى در آن هنگام كه به تو فرمان دادم؟ گفت: من از او بهترم مرا از آتش آفریده ‏اى و او را از خاك»[3].

آنانكه معیار برترى را نژاد و حسب و نسب مى‏ دانند، در حقیقت از شیطان پیروى مى‏ كنند، زیرا خداوند معیار برترى را به تقوا و دورى از گناه مى‏ داند« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم» نه نژاد و حسب و نسب.

تعصب ‏هاى غلط را نیز مى ‏توان از این مقوله شمرد. در زمان جاهلیت دختران را با كمال بى‏ رحمى زنده‏ بگور مى ‏كردند. حتى اگر دختر بزرگ شده و به حد بلوغ رسیده بود، باز او را زنده‏ بگور مى ‏كردند.

منطقشان این بود كه: ممكن است جنگى بشود و دختر را اسیر كنند و ببرند و آن دختر در قبیله ‏اى دیگر داراى فرزند شود با همین توجیه بى ‏اساس هزاران دختر بى ‏گناه را فجیعانه مى ‏كشتند و گودالى حفر كرده و آنها را زنده در آن انداخته و به رویشان خاك مى‏ ریختند. به آه و ناله و گریه آنان، رحم نمى ‏كردند.

آرى! گاهى توجیه گناه، آنچنان گناه را عادى و همگانى مى‏ كند، كه عمل شنیعى به عنوان سنت عمومى اجرا مى‏ شود. و بقدرى افكار را مسخ مى‏ كند كه وقتى مى‏ شنیدند خدا دختر به آنها داده صورتشان از شدت شرم سیاه مى‏ شد و به این فكر مى‏افتادند كه او را مخفیانه نگه ‏دارند تا در خاك پنهان سازند.

3- کج می فهمیم

از توجیهات فرهنگى كج فهمى است، به زن مى ‏گویى حجابت را حفظ كن، و به مرد مى ‏گویى چشم چرانى نكن، در پاسخ مى ‏گویند: برو بابا قلبت پاك باشد!. به خیال اینكه قلب پاك كافى است، و به عمل خود توجه ندارند.

مى‏ گویى زن و مرد در عروسى با هم مخلوط نباشند. در جواب مى‏ گوید: ما با هم خواهر و برادریم!، و به همین منوال گناهانى انجام مى ‏دهند. و یا توجیهاتى مانند: فلان حرام مانعى ندارد چون عروسى است، مهمانى است، جوانى است، عید است، بچه است، بگذار هر كارى مى‏ كند بكند و مانند این توجیهات كه بر اثر كج فهمى است، خیال مى‏ كند عروسى و مهمانى و ... حرام خدا را حلال مى ‏كند.



[1] - سوره انعام، آیه 149.

[2] - تفسیر نور الثقلین، ج 1 ص 76 

[3] - سوره اعراف، آیه 12.




طبقه بندی: عمومی،
برچسب ها: قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَة، توجیهات فرهنگى، حسب و نسب، إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم، وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِین،
[ جمعه 1394/04/19 ] [ 11:51 قبل از ظهر ] [ محمد علی رحیمی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
«ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه را بوسیله قلم مى ‏نویسند» قلم/1. امام صادق(ع) مى فرماید: «ما رَأَیْتُ باكِیاً اَحسَنَ تَبَسُّماً مِنَ الْقَلَمِ؛ هیچ گریانى را ندیدم كه همچون قلم به زیبایى تبسم كند».
وبلاگ «عصر نقش قلم» با نگاه جدید و نو به مسائل علمی پژوهشی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و خبری افغانستان و جهان، با رعایت اصل احترام متقابل افکار، عقاید و اندیشه های دیگران، تمایل دارددر زمینه های فوق یاد آوری و اطلاع رسانی نموده و اظهار نظر نماید و لذا در موضوعات یاد شده از اظهار نظر مفید و سازنده کلیه ای اندیشمندان، متفکران، نویسندگان و دوستان صمیمانه استقبال می نماید. ای قلم هستی بسی زیبا گهر/ برگرفته علم از تو بال و پر/ با تو قرآن خدا تحریر شد/ با تو آیه آیه اش تفسیر شد.
قلم به دست گرفتم که حرف حق بنویسم
هر آنچه را نتوان گفت بر ورق بنویسم
قسم به جان قلم خورده ام که نای قلم را
به دست گیرم و تا آخرین رمق بنویسم
بر آن سرم که به رغم محیط در همه جایی
هر آنچه حق بپسندد به حقِ حق بنویسم

آمار باز دیدکنندگان
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل بازدیدها : نفر
تعداد کل پست ها : عدد
تعداد نویسندگان : عدد
آخرین بازدید:
آخرین به روز رسانی:
امکانات وب
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر



Top Blog
مسابقه وبلاگ برتر ماه