تبلیغات
عصر نقش قلم

عصر نقش قلم
قلم به دست گرفتم که حرف حق بنویسم = هر آنچه را نتوان گفت بر ورق بنویسم. به وبلاگ "عصر نقش قلم" خوش آمدید.
نویسندگان
نظر سنجی
لطفا بفرمایید وبلاگ (عصر نقش قلم) را چگونه ارزیابی می کنید؟






صفحات جانبی
پیوندهای روزانه
لینک های مفید
09192525100 :تلفن qalam54mr@yahoo.com :پیام مدیریت وبلاگ: با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی، به وبلاگ من خوش آمدید، لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در ارتقاء كیفیت مطالب وبلاگ کمک کنید، با تشکر از شما، ایمیل

از دیگر مواردی رعایت موازین آداب اجتماعی برخورد یک انسان مؤمن یا قومی با قوم دیگر است. خداوند در سوره حجرات، تعدادى از آداب زشت اجتماعى را معرفى نموده و مسلمانان را از آلوده‏ شدن به آنها برحذر داشته و  به رعایت موازین  آداب و حسن عمل اجتماعى فرا مى ‏خواند.

1- مسخره کردن: استهزاى افراد مؤمن ممنوع می باشد. «لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ» چه بسا آن شخص از نظر خدا ممدوح باشد. پس انگیزه استهزا خود برتربینى، كبر و غرور است كه عامل بسیارى از جنگهاى خونین در طول تاریخ بوده است.

2- عیبجویی: مؤمن نباید در پى یافتن كمبودها و عیبهاى اخلاقى مردم باشد و آنها را در محافل و اجتماع افشا و اظهار نماید.« وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ». كلمه «لمز» مصدر «تلمزوا» به معناى این است كه عیب شخصى را برایش بگویی و او را از عیبش آگاه سازی[1].  اگر كلمه مزبور  مقید به قید «أَنْفُسَكُمْ» شده است اشاره به این دارد كه مسلمانان در یك مجتمع زندگى مى‏ كنند، و در حقیقت همه از همند، و فاش كردن عیب یك نفر در حقیقت فاش كردن عیب خود است. پس ادب اخلاقی اجتماعی انسان اقتضا می کند همان طور كه از عیب خودش احتراز دارد، باید از عیب دیگران به طور جدى احتراز نماید.

3- لقب دادن: مؤمن تحت ولایت خاصّ خدا و محبوب او است و خدا دوست دارد محبوبش با محبوب ترین نامها خوانده شود. قرآن به صراحت از این عمل زشت نهى مى‏ كند، و هر اسم و لقبى را كه كوچكترین مفهوم نامطلوبى دارد و مایه تحقیر مسلمانى است ممنوع شمرده است.«وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمانِ» در حالیکه بسیارى از افراد بى بند و بار در گذشته و حال اصرار داشته و دارند كه بر دیگران القاب زشتى بگذارند و از این طریق آنها را تحقیر، و شخصیتشان را بكوبند غافل از آن که لقب بد دادن به مؤمن، زبان گوینده را آلوده و دل مخاطب را آزرده و آكنده از كینه و دشمنى مى‏ سازد.

4- بدگمانی و تجسّس: نفس آدمى به اقتضاى كنجكاویى كه دارد، دنبال یافتن مجهولات است و یكى از مجهولات، افعال دیگران و علل، نتایج و انگیزه‏هاى آن است. در حالى كه ممكن است بسیارى از آنها هیچ ربطى به ما نداشته باشد. به عنوان مثال وقتى مى‏ بینیم كه‏ فردى صاحب ثروت و مكنت شده است، ذهنمان به دنبال یافتن علت ثروتمند شدن او مى‏ رود و وسوسه‏ هاى شیطانى نیز دخالت كرده و گمانهاى بدى در ذهن ما ایجاد مى‏ كند. بعد ما به تجسس مى‏ پردازیم و بدین جهت قرآن مؤمنین را به شدت از گمانهای بد و تجسّس منع می کند. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا» در حقیقت گمان بد عاملى است براى جستجوگرى، و جستجوگرى عاملى است براى كشف اسرار و رازهاى نهانى مردم، و قرآن هرگز اجازه نمى ‏دهد كه رازهاى خصوصى آنها فاش شود.

6- غیبت: از بیمارى‏هاى خطرناك و رایج روانى اجتماعى غیبت می باشد كه یكى از عوامل آن بدبینى و تجسّس است. از آنجا كه غیبت، سبب از بین رفتن آبرو و حیثیّت افراد مى ‏شود قرآن مجید در آیات مورد بحث آن را به خوردن گوشت برادر، آنهم در حالى كه مرده است تشبیه مى‏ كند كه این حاكى از نهایت تنفّر و انزجار و زشتى عمل یاد شده است.«وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ یَأْكُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ»[2]. آرى؛ آبروى برادر مسلمان همچون گوشت تن او است، و ریختن این آبرو به وسیله غیبت و افشاى اسرار پنهانى همچون خوردن گوشت تن او است.



[1]-طریحى فخر الدین‏، مجمع البحرین‏، ج 4، ناشر: كتابفروشى مرتضوى‏، مكان چاپ: تهران‏، سال چاپ: 1375 ش‏، نوبت چاپ: سوم‏، ص: 33. طباطبایى سید محمد حسین‏، المیزان فى تفسیر القرآن‏، ج18، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏، مكان چاپ: قم‏، سال چاپ: 1417 ق‏، نوبت چاپ: پنجم‏،ص: 322.

[2]- سوره حجرات، آیات 11و 12




طبقه بندی: قرآن،
برچسب ها: مسخره کردن، عیبجویی، لقب دادن، بدگمانی،
[ شنبه 1393/06/29 ] [ 03:53 بعد از ظهر ] [ محمد علی رحیمی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
«ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه را بوسیله قلم مى ‏نویسند» قلم/1. امام صادق(ع) مى فرماید: «ما رَأَیْتُ باكِیاً اَحسَنَ تَبَسُّماً مِنَ الْقَلَمِ؛ هیچ گریانى را ندیدم كه همچون قلم به زیبایى تبسم كند».
وبلاگ «عصر نقش قلم» با نگاه جدید و نو به مسائل علمی پژوهشی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و خبری افغانستان و جهان، با رعایت اصل احترام متقابل افکار، عقاید و اندیشه های دیگران، تمایل دارددر زمینه های فوق یاد آوری و اطلاع رسانی نموده و اظهار نظر نماید و لذا در موضوعات یاد شده از اظهار نظر مفید و سازنده کلیه ای اندیشمندان، متفکران، نویسندگان و دوستان صمیمانه استقبال می نماید. ای قلم هستی بسی زیبا گهر/ برگرفته علم از تو بال و پر/ با تو قرآن خدا تحریر شد/ با تو آیه آیه اش تفسیر شد.
قلم به دست گرفتم که حرف حق بنویسم
هر آنچه را نتوان گفت بر ورق بنویسم
قسم به جان قلم خورده ام که نای قلم را
به دست گیرم و تا آخرین رمق بنویسم
بر آن سرم که به رغم محیط در همه جایی
هر آنچه حق بپسندد به حقِ حق بنویسم

آمار باز دیدکنندگان
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل بازدیدها : نفر
تعداد کل پست ها : عدد
تعداد نویسندگان : عدد
آخرین بازدید:
آخرین به روز رسانی:
امکانات وب
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس

دریافت کد آپلود سنتر



Top Blog
مسابقه وبلاگ برتر ماه